تبليغاتX
سعادت و رستگاری

نمازهای زیر گزیده ای از نمازهای مستحبی شب های رجب هستند مسلماً خواندن آن ها وقت زیادی  نمی گیرد شما هم می توانید چند تا از آن ها را انتخاب و در اوقات فراغت خود بخوانید.                    

                         نماز روز اول رجب

شیخ  طوسی و دیگران از سلمان فارسی روایت کرده اند که گفت در روز آخر جمادی الثانی خدمت رسول خدا رفتم ، فرمود هر مؤمن و مؤمنه ای  که در ماه رجب سی رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد سه بار سوره ی کافرون را بخواند البته هر گناهی کرده  ، حق تعالی محو کند و خداوند به او عطا کند ثواب کسی که تمام آن ماه را روزه گرفته و تا سال آینده او را از نمازگزاران نویسد و در هر روز آن ماه ، ثواب شهیدی از شهدای بدر برای او به آسمان برند و به هر روزی که در آن ماه روزه گیرد ، عبادت یک سال در نامه عمل او نویسند و... و نمازی برای رفع عذاب قبر

سید ابن طاوس گوید ، رسول خدا فرمود آیا به تو نیاموزم از غرائب گنج ها ؛  و فرمود روز اول رجب  ده رکعت نماز بگذار و در هر رکعت بعد از حمد سه بار توحید بخوان . خداوند همه گناهان تو را از روزی که قلم بر تو جاری شده  تا امشب می آمرزد و از فتنه ی قبر  و عذاب روز قیامت تو را نگه دارد.

                         نماز شب دوم رجب

رسول خدا فرمود : هر کس در شب دوم رجب ، ده رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد یک بار سوره ی کافرون را بخواند ، خداوند همه  گناهان کبیره و صغیره او را بیامرزد و او را تا سال آینده از نمازگذاران نویسد و از نفاق بری می شود .

                         نماز شب سوم رجب 

هر که در شب سوم رجب ده رکعت نماز کند و در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره نصر را بخواند  ، خداوند در بهشت برای او قصری بنا کند  که عرض و طول آن از دنیا هفت بار وسیعتر باشد و منادی از آسمان ندا می کند که بر این ولی خدا به کرامت و عظمت و رفاقت انبیاء و صدیقین و صالحین بشارت دهید و....

                        نماز شب چهارم رجب  

هر که در شب چهارم  رجب ، صد رکعت نماز کند و در رکعت اول بعد از حمد سوره فلق و در رکعت دوم حمد و سوره ناس را بخواند از هر آسمانی فرشته ای فرود آید که ثواب این نماز را تا روز قیامت نویسد و چون وارد محشر می شود روی او چون شب چهارده باشد و...

                         نماز شب پنجم رجب

هر که در این شب شش رکعت نماز کند و در هر رکعت بعد از حمد بیست و پنج بار توحید را بخواند . خداوند ثواب چهل پیاغمبر و چهل صدیق و چهل شهید به او عطا کند و از صراط مانند برق لامع که بر اسبی از نور سوار شده ، بگذرد .

                       نماز شب ششم رجب

هر که در در این شب دو رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد ، هفت بار آیة الکرسی را بخواند ، منادی از آسمان ندا می کند ای بنده خدا ، حقا که تو ولی خدا هستی و برای تو هفتاد هزار حسنه است که هر حسنه نزد خداوند برتر است از کوه هائی که در دنیاست.

                       نماز شب هفتم رجب

هر که در این شب چهار رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد توحید  و سوره فلق و سوره ناس هر یک را سه بار بخواند و بعد از نماز ده بار تسبیحات اربعه را بگوید ، خداوند در سایه عرش خود ، او را منزل دهد و براو حالت جان دادن و عذاب قبر آسان شود و از دنیا نمی رود مگر آنکه جای خود را در بهشت ببیند.

                      نماز شب هشتم رجب

هر که در این شب بیست نماز کند و در هر رکعت بعد از حمد هر یک از سوره های توحید و ناس و فلق و کافرون را سه بار بخواند  خداوند مزد شاکرین و صابرین را به او عطا کند و گویا قرآن رادر ماه رمضان ختم کرده و چون از قبر برخیزد هفتاد ملک او را استقبال کرده ، بشارت بهشت دهند و تا بهشت مشایعت کنند.

                      نماز شب نهم رجب  

هر که در شب نهم رجب دو رکعت نماز کند و در هر رکعت بعد از حمد پنج بار سوره تکاثر را بخواند از جای خود برنخیزد مگر آنکه خدا او را بیامرزد و به او ثواب صد حج و صد عمره عطا کند و هزار هزار رحمت بر او نازل شود و اگر تا هشتاد روز بمیرد ، شهید مرده است.

                     نماز شب  دهم رجب

هر کس در این شب بعد از نماز مغرب دوازده رکعت نماز گذارد هر رکعت به یک حمد و سه توحید در هر رکعت خداوند برای او قصری در بهشت بنا کند و درآن قصر خانه ها باشد به عدد ستارگان آسمان و در آن خانه ها چسزی باشد که کسی بر وصف آن قادر نباشد.

                    نماز شب یازدهم رجب

هر کس در این شب ، دوازده رکعت نماز بجا بیاورد و در هر رکعت بعد از حمد ، دوازده بار آیة الکرسی بخواند ، خداوند به ثواب تلاوت تورات و انجیل و قرآن و هر کتابی که به انبیاء نازل نموده ،عطا فرماید و منادی از عرش ندا می کند که عمل خود را از سر گیر که حقتعالی تو را آمرزید.

                    نماز شب دوازدهم رجب

هر که در این شب دو رکعت نماز کند و بعد از حمد ، ده بار آیه ی شریفه ی « آمن الرسول ... » را که در آخر سوره ی بقره است ؛ را تا آخر بخواند خداوند به او عطا کند ، ثواب کسی را که امر به معروف و نهی از منکر انجام داده و پاداشهفتاد بنده آزاد کردن از اولاد اسماعیل را  عطا نماید .

                     نمازشب سیزدهم رجب

هر کس در این شب دو رکعت نماز کند و در رکعت اول بعد از حمد ، سوره ی عادیات و در رکعت دوم بعد از حمد  سوره ی تکاثر را بخواند ، خداوند همه گناهان او را بیامرزد اگر چه عاق والدین باشد و از وی راضی شود و به او در فردوس ، هزار شهر عطا نماید.

                    نماز شب چهاردم رجب

هر کس در این شب سی رکعت نماز بجا بیاورد و در هر رکعت بعد از حمد سوره کهف را بخواند ؛ اگر چه گناهانش بیشتر از ستارگان آسمان باشد ، از نماز بیرون نشود مگر پاک و پاکیزه و گویا همه کتابها را که خدای تعالی نازل کرده ، خوانده است .

                    نماز شب پانزدهم رجب

هر کس در این شب سی رکعت نماز کند و در هر رکعت ده بار توحید بخواند ، خداوند او را از آتش دوزخ آزاد می کند و به هر رکعتی ثواب چهل شهید برای او می نویسد و به هر آیه ای که خوانده ، دوازده نور به او عطا کند به عدد هر توحید که خوانده ، دوازده شهر از مشک و عنبر برای او بنا کند اگر در بین این شب و سال آینده بمیرد از عذاب قبر محفوذ می شود .

                   نماز شب شانزدهم رجب

هر کس در این شب شانزده رکعت نماز بجا بیاورد و در هر رکعت بعد از حمد ده بار توحید را بخواند از نماز که فارغ شد خداوند ثواب هفتاد شهید به او عطا کند  و حقتعالی برائت از نفاق بر وی عطا کند و عذاب قبر نبیند ....

  در شب هفدهم نیز همین نماز وارد است .

                    نماز شب هجدهم رجب

هر کس در این شب دو رکعت نماز بجا آورد و در هر رکعت بعد از حمد هر یک از توحید و فلق و ناس را ده بار بخواند چون از نماز فارغ شود ، خداوند متعال به ملائکه خود بفرماید

          لو کانت  ذنوب هذا اکثر من ذنوب العشارین لغفرتها له بهذا الصلوة

                   نماز شب نوزدهم رجب

هر کس در این شب چهار رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد هر یک از آیة الکرسی و توحید را پانزده بار بخواند ، خداوند به او عطا نماید از ثواب مثل آن چه به حضرت موسی عطا فرموده و به هر حرفی ، ثواب شهیدی به او کرامت نماید و از فرشتگان سه بشارت به او می فرستد ، اول آنکه در محشر او را رسوا نکند، دوم از وی حساب نگیرد ،  سوم بدون حساب داخل بهشت شود و چون او را به پیشگاه خدا برند حقتعالی بر وی سلام دهد و بفرماید :

ای بنده من نترس و محزون نباش همانا من از تو راضی هستم و بهشت برای تو مباح است.

                   نماز شب بیستم رجب

هر کس در این شب دو رکعت نماز گذارد و در هررکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره قدر را بخواند ، ثواب ( بقدر مزد نماز مستحبی ) حضرت ابراهیم و موسی و یحیی و عیسی  را به او عطا می فرماید و صدمه و آسیبی از جن و انس به او نمی رسد و خداوند به نظر رحمت به بنگرد.

                 نماز شب بیست و یکم  رجب

هر کس در این شب شش رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد سوره کوثر و توحید را ده بار بخواند خداوند به فرشتگان کرام الکاتبین امر فرماید که تایک سال گناه او را ننویسند و حسنات او را بنویسند ( فرصت ترک گناه می یابد ).

                 نماز شب بیست و دوم رجب

هر که در این شب  هشت رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد هفت بار سوره ی کافرون را بخواند  و چون از نماز فارغ شد ، ده بار صلوات بفرستد و ده بار استغفار کند از دنیا نرود مگر آن که جای خود را در بهشت ببیند و با اسلام بمیرد و اجر هفتاد پیغمبر برای او باشد.

                 نماز شب بیست و سوم رجب 

هر که در این شب دو رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد پنج بار سوره ضحی را بخواند  ، خداوند به عدد هر حرفی که خوانده و به عدد هر کافر و کافره ای که هست ، درجه ای در بهشت برای او عنایت فرماید و ثواب هفتاد حج و ثواب تشییع هزار جنازه و عیادت هزار مریض  برآوردن حاجت برادر مسلم برای او عطا فرماید .

                 نماز شب بیست و چهارم رجب

هر که در این شب چهل رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد یک بار آیه آمن الرسول ( آخر سوره بقره ) و یک بار توحید بخواند ، خداوند هزار حسنه برای او نویسد  و هزار سیئه او را محو کند و هزار درجه برای او بلند فرماید و هزار ملک از آسمان نازل می کند که دست های خود را بلند نموده بر او صلوات می فرستند و سلامتی دنیا و آخرت ر به او عطا می کند و گویا شب قدر را درک کرده و...

                 نماز شب بیست و پنجم رجب

هر کس در این شب بیست رکعت نماز در بین نماز مغرب و عشا بجا بیاورد و در هر رکعت یکبار آیه ی آمن الرسول و بکبار توحید را بخواند ، خداوند جان و مال و دین و دنیا و آخرت او را حفظ کند و از جای خود برنخیزد تا خدا او را بیامرزد و حضرت امیر فرموده است روزه ی این روز دویست سال کفاره ی گناه است.

                 نماز شب بیست و ششم رجب  

هر که در این شب دوازده رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد چهل بار ( در روایتی چهار بار ) توحید بخواند ، فرشتگان با وی مصافحه کنند و فرشتگان با هر که مصافحه کنند از توقف صراط و حساب و میزان ایمن گردد و خداوند هفتاد فرشته به سوی او می فرستد که برای او استغفار کنند و ثواب برای او نویسند و برای او تهلیل کنند و هر وقتی که از جای خود برخیزد ، گویند  اللهم اغفر لهذا العبد

از حضرت رضا (ع )  روایت است هر کس روز بیست و ششم رجب را روزه دارد ، خداوند روزه او را کفاره هشتاد ساله گرداند.

                         بیست و هفتم رجب

در زاد المعاد از امام محمد تقی روایت شده که فرمود : در ماه رجب شبی است که برای مردم بهتر است از آن چه خورشید بر ایشان بتابد و آن بیست و هفتم این ماه است و صبح آن روز رسول خدا به رسالت مبعوث شد و کسی که این شب را عبادت کند مثل اجر شصت سال عبادت خداوند با او عطا کند ؛ پرسیدند عمل آن شب چیست ، فرمود چون نماز عشا را خواندی ، بخواب هر وقت از شب را که بیدار شدی ، دوازده رکعت نماز بجا بیاور و در هر رکعت بعد از حمد یک سوره کوچک بخوان و یک سوره یس و چون فارغ شدی سوره ی حمد و فلق و ناس و کافرون و قدر و آیة الکرسی ، هر یک را هفت بار بخوان بعد این دعا را بخوان

الحمد لله الذی لم یتَّخِذ ولداً و لم یَکُن لهُ شریکٌ فی المُلکِ و لم یکن لهُ ولیۀٌ مِنَ الذِّّلِّ و کَبِّرهُ تکبیراً اللهم انّی اسئلکَ بِمَعاقِدِ عِزّکَ عَلی ارکانِِِِ عرشِکَ و منتهی الرحمةِ مِن کتابکِ و باسمِکَ الاعظم ِالاعظم ِالاعظم ِو ذِکرکَ الاعلیَ الاعلیَ الاعلیَ و بکلماتِکَ التّامّاتِ اَن تُصِلیَّ علی مُحمَّدٍ و آلِهِ و اَن تَفََعَلَ بی ما انت اهلُهُ

                نماز شب بیست و هفتم رجب

روایت است هر وقت شب که باشد ، دوازده رکعت نماز گذارد و در هر رکعت بعد از حمد ، هر یک از سوره های ناس و فلق را چهار بار بخواند و بعد از نماز چهار بار بگوید.  

 لا اله الا الله و الله اکبر و الحمد الله و سبحان الله و لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

               نماز شب بیست و هشتم  رجب

هر کس در این شب دوازده رکعت نماز بجا بیاورد و در هر رکعت بعد از حمد ده بار استغفار کند ، خداوند ثواب عبادت فرشتگان را برای او نویسد و...

در شب بیست و نهم  نیز همین نماز وارد است.

                      نماز شب سی ام رجب

هر کس در این شب ده رکعت نماز بجا بیاورد و در هر رکعت بعد از حمد ، ده بار توحید بخواند . خداوند در جنة الفردوس هفت شهر به او بخشد و چون از قبر برخیزد روی او مانند بدر شود و...

کلیه نماز هایی که در این بخش گفته شد ، دو رکعتی هستند مثلا نماز ده رکعتی ، پنج نماز دو رکعتی خوانده خواهد شد.

+تهيه شده توسط اكبرشعباني |

در طول ماه هر روز صد مرتبه اين تسبيحات را بخواندتا ثواب روزه آن را دريابد.

سُبْحانَ الاِْلهِ الْجَليلِ سُبْحانَ مَنْ لا يَنْبَغِى التَّسْبيحُ اِلاّ لَهُ سُبْحانَ الاْعَزِّ الاْكْرَمِ سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَهُوَ لَهُ اَهْلٌ

بعد از هر نماز بخواند  يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَآمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يامَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى  بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ وَزِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ  يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ

در ماه رجب صد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ وختم كند آنرا به صدقه ختم فرمايد حقّ تعالى براى او برحمت و مغفرت و كسيكه چهارصد مرتبه بگويد بنويسد براى او اجر صد شهيد  در رجب در وقت صبح هفتاد مرتبه و در وقت پسين نيز هفتاد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ و چون تمام كرد دستها را بلند كند و بگويد اَللّهُمَّ اغْفِرْ لى وَتُبْ عَلَىَّ پس ‍ اگر در ماه رجب بميرد خدا از او راضى باشد و آتش او را مسّ نكند به بركت رجب در جميع اين ماه هزار مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللّهَ ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ مِنْ جَميعِ الذُّنُوبِ وَالا ثامِ تا خداوند رحمان او را بيامرزد در روز جمعه ماه رجب چهار ركعت نماز كند مابين ظهر و عصر بخواند در هر ركعتى حمد يك مرتبه و آية الكرسى هفت مرتبه و قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ پنج مرتبه پس ده مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ وَاَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ بنويسد حقّ تعالى براى او از روزيكه اين نماز را گذارده تا روزى كه بميرد هرروزى هزارحسنه وعطا فرمايد او را به هر آيه اى كه خوانده شهرى در بهشت از ياقوت سرخ وبه هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفيد و تزويج فرمايد او را حور العين و راضى شود از او بغير سخط و نوشته شود از عابدين و ختم فرمايد براى او به سعادت و مغفرت در تمام ماه رجب شصت ركعت نماز كند به اين طريق كه در هر شب آن دو ركعت بجا آورد بخواند در هر ركعت حمد يك مرتبه و قُلْ يا ايُّهَا الكافِرُونَ سه مرتبه و قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ يك مرتبه و چون سلام دهد دستها را بلند كند و بگويد:لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَرى كَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَيُميتُ وَهُوَ حَىُّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ وَاِلَيْهِ الْمَصيرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ النَّبِىِّ الاُْمِّىِّ وَ آلِهِ

در يك شب از ماه رجب بخواند صد مرتبه قُلْ هُوَ اللّهُ اَحَدٌ در دو ركعت نماز پس گويا صد سال روزه گرفته در راه خدا و حقّ تعالى در بهشت صد قصر به او مرحمت فرمايد هر قصرى در جوار پيغمبرى از پيغمبران عَليهمُ السلام .در يك شب از شبهاى رجب ده ركعت نماز كند بخواند در هر ركعتى حمد و قُل يا اءيّهَا الْكافِرُونَ يكمرتبه و توحيد سه مرتبه بيامرزد حقّ تعالى هر گناهى كه كرده بيستم علاّمه مجلسى در زاد المعاد فرموده كه از حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام منقول است كه حضرت رسول صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله فرمود كه هر كه در هر شب و هر روز ماه رجب و شعبان و رمضان سه مرتبه هر يك از حمد و آية الكرسى و قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرُونَ و قُلْ هُوَ اللّهُ اءحَدٌ وقُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ وقُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ بخواند و سه مرتبه بگويد سُبْحانَ اللّهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ و سه مرتبه بگويد اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ و سه مرتبه بگويد اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤ مِنينَ وَالْمُؤ مِناتِ و چهارصد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللّهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ خداوند تعالى گناهانش را بيامرزد اگر چه بعدد قطره هاى باران و برگ درختان و كف درياها باشد ((الخبر)) ونيز علاّمه مجلسى فرموده كه در هر شب از شبهاى اين ماه هزار مرتبه لا اِلهَ اِلا اللّهُ وارد شده است . بعد از نماز مغرب بيست ركعت نماز كند بحمد و توحيد و بعد از هر دو ركعت سلام دهد تا محفوظ بماند خود و اهل و مال و اولادش و از عذاب قبر در پناه باشد و از صراط بيحساب مانند برق بگذرد .بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز كند بخواند در ركعت اوّل حَمْد واَلَمْ نَشْرَحْ يك مرتبه و توحيد سه مرتبه و در ركعت دويّم حَمد و اَلَمْ نَشْرَحْ و توحيد و مُعَوَّذَتَيْن را و چون سلام نماز داد سى مرتبه لا اِلهَ اِلاّ اللّهُ بگويد و سى مرتبه صَلَوات بفرستد تا حقّ تعالى گناهان او را بيامرزد مانند روزيكه از مادر متولّد شده .

ششم : آنكه بخواند سى ركعت نماز در هر ركعت حمد و قُلْ يا اَيُّها الْكافِرُونَ يك مرتبه و توحيد سه مرتبه .مستحَبّ است كه هر آدمى بخواند اين دعا را در شب اوّل رجب بعد از عشاء آخر:

اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاَنَّكَ مَلِكٌ وَاَنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ مُقْتَدِرٌ وَاَنَّكَ ما تَشاَّءُ مِنْ اءَمْرٍ يَكُونُ اَللّهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ نَبِىِّ الرَّحْمَةِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ يا مُحَمَّدُ يا رَسُولَ اللّهِ اِنّى اَتَوَجَّهُ بِكَ اِلَى اللّهِ رَبِّكَ وَرَبِّى لِيُنْجِحَ بِكَ طَلِبَتى اَللّهُمَّ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ وَالاْئِمَّةِ مِنْ اَهْلِ بَيْتِهِ صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ اَنْجِحْ طَلِبَتى

روز اوّل رجب

پنجم : شروع كند به نماز سلمان (رض ) بدين طريق كه ده ركعت نماز گذارد و بعد از هر دو ركعت سلام دهد و در هر ركعت يك مرتبه حمد و سه مرتبه سوره توحيد و سه مرتبه قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرُونَ بخواند و بعد از هر سلام دستها را بلند كند و بگويد :

لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَيُميتُ وَهُوَ حَىُّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ پس بگويد    اَللّهُمَّ لا مانِعَ لِما اَعْطَيْتَ وَلا مُعْطِىَ لِما مَنَعْتَ وَلا يَنْفَعُ ذَاالْجَدِّ مِنْكَ الْجَدُّ

پس دستها را بر روى خود كشد و در روز نيمه ماه نيز اين نماز را بهمين كيفيّت بخواند لكن عوض اين دعا بعد از عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ بگويد:  اِلها واحِدا اَحَدا فَرْدا صَمَدا لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلا وَلَدا  عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ بگويد : وَصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطّاهِرينَ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ پس دستها را بر روى خود بكشد و حاجت خود را بطلبد و از فوائد اين نماز نبايد غفلت نمود كه آن بسيار است وبدانكه از براى حضرت سلمان نيز نماز ديگرى است در روز اوّل اين ماه ده ركعت در هر ركعت حمد يكمرتبه و توحيد سه مرتبه با فضيلت بسيار كه مجملش آمرزش گناهان و محفوظ بودن از فتنه قبر و عذاب روز قيامت و رفتن جُذام و بَرَص و ذات الجنب از خواننده آن است و سيّد نيز براى اين روز چهار ركعت نماز نقل كرده هر كه خواهد به اقبال مراجعه كند و در اين روز سنه (57) پنجاه و هفت بقولى ولادت حضرت باقر عليه السلام واقع شده و لكن مختار داعى در سيّم صفر است.نهم از حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) روايت شده كه هر كه در ماه رجب صد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ وختم كند آنرا به صدقه ختم فرمايد حقّ تعالى براى او برحمت و مغفرت و كسيكه چهارصد مرتبه بگويد بنويسد براى او اجر صد شهيد دهـم ونيز از آنحضرت مروى است كه كسيكه بگويد در ماه رجب هزار مرتبه لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ بنويسد خداوند عَزَّ وَجَلَّ براى او صدهزار حسنه و بنا فرمايد براى او صد شهر در بهشت يازدهم روايت است كسى كه در رجب در وقت صبح هفتاد مرتبه و در وقت پسين نيز هفتاد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ و چون تمام كرد دستها را بلند كند و بگويد اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لى وَتُبْ عَلَىَّ پس اگر در ماه رجب بميرد خدا از او راضى باشد و آتش او را مسّ نكند به بركت رجب دوازدهم در جميع اين ماه هزار مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ مِنْ جَميعِ الذُّنُوبِ وَالآثامِ تا خداوند رحمان او را بيامرزد سيزدهم سيّد در اقبال فضيلت بسيار از حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) نقل كرده براى خواندن قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ ده هزار مرتبه يا هزار مرتبه يا صد مرتبه در ماه رجب و نيز روايت كرده كه هر كه در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ بخواند براى او نورى باشد در قيامت كه او را به بهشت بكشاند چهاردهم سيّد روايت كرده كه هر كه در ماه رجب يك روز روزه بدارد و چهار ركعت نماز گذارد بخواند در ركعت اوّل صد مرتبه آية الكرسى و در ركعت دوّم دويست مرتبه قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ نميرد تا جاى خود را در بهشت ببيند يا ديده شود براى او پانزدهم و نيز سيّد روايت كرده از حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) كه هر كه در روز جمعه ماه رجب چهار ركعت نماز كند مابين ظهر و عصر بخواند در هر ركعتى حمد يك مرتبه و آية الكرسى هفت مرتبه و قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ پنج مرتبه پس ده مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذى لا اِلـهَ اِلاّ هُوَ وَاَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ بنويسد حقّ تعالى براى او از روزيكه اين نماز را گذارده تا روزى كه بميرد هرروزى هزارحسنه وعطا فرمايد او را به هر آيه اى كه خوانده شهرى در بهشت از ياقوت سرخ وبه هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفيد و تزويج فرمايد او را حور العين و راضى شود از او بغير سخط و نوشته شود از عابدين و ختم فرمايد براى او به سعادت و مغفرت «الخبر». شانزدهم سه روز از اين ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه بدارد زيرا كه روايت شده هر كه در يكى از ماه هاى حرام اين سه روز را روزه بدارد حقّ تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنويسد هفدهم در تمام ماه رجب شصت ركعت نماز كند به اين طريق كه در هـر شـب آن دو ركـعت بجا آورد بخواند در هر ركعت حمد يك مرتبه و قُلْ يا ايُّهَا الكافِرُونَ سه مرتبه و قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ يـك مرتبه و چـون سلام دهد دستها را بلند كند و بگويد: لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ وَحْدَهُ لا شَريكَ لَهُ لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ يُحْيى وَيُميتُ وَهُوَ حَىٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلى كُلِّشَىْء قَديرٌ وَاِلَيْهِ الْمَصيرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد النَّبِىِّ الاُْمِّىِّ وَ آلِهِ  و بكشد دستها را بصورت خود از حضرترسول(صلى الله عليه وآله)مرويست كه كسى كه اين عمل را بجا آورد حقّ تعالى دعاى او را مستجاب گرداند و ثواب شصت حجّ و شصت عمره به او عطا فرمايد هيجدهم از حضرت رسول(صلى الله عليه وآله)مروى است كسى كه در يك شب از ماه رجب بخواند صد مرتبه قُلْ هُوَ اللهُ اَحَدٌ در دو ركعت نماز پس گويا صد سال روزه گرفته در راه خدا و حقّ تعالى در بهشت صد قصر به او مرحمت فرمايد هر قصرى در جوار پيغمبرى از پيغمبران(عليهم السلام) نوزدهم ونيز از آن حضرت مرويست كه هر كه در يك شب از شبهاى رجب ده ركعت نماز كند بخواند در هر ركعتى حمد و قُل يا أيّهَا الْكافِرُونَ يكمرتبه و توحيد سه مرتبه بيامرزد حقّ تعالى هر گناهى كه كرده «الخبر». بيستم علاّمه مجلسى در زاد المعاد فرموده كه از حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) منقول است كه حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) فرمود كه هر كه در هر شب و هر روز ماه رجب و شعبان و رمضان سه مرتبه هر يك از حمد و آية الكرسى و قُلْ يا اَيُّهَا الْكافِرُونَ و قُلْ هُوَ اللهُ أحَدٌ وقُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ الفَلَقِ وقُلْ اَعُوذُ بِرَبِّ النّاسِ بخواند و سه مرتبه بگويد سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ للهِِ وَلا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ وَاللهُ اَكْبَرُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ و سه مرتبه بگويد اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد و سه مرتبه بگويد اَللّـهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤمِنينَ وَالْمُؤمِناتِ و چهارصد مرتبه بگويد اَسْتَغْفِرُ اللهَ وَاَتُوبُ اِلَيْهِ خداوند تعالى گناهانش را بيامرزد اگر چه بعدد قطره هاى باران و برگ درختان و كف درياها باشد  دويّم غسل كند چنانكه بعضى از علماء فرموده اند از حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) مروى است كه هر كه درك كند ماه رجب را و غسل كند در اوّل و وسط و آخر آن بيرون آيد از گناهان خود مانند روزيكه از مادر متولّد شده سيّم زيارت كند حضرت امام حسين(عليه السلام) را چهارم بعد از نماز مغرب بيست ركعت نماز كند بحمد و توحيد و بعد از هر دو ركعت سلام دهد تا محفوظ بماند خود و اهل و مال و اولادش و از عذاب قبر در پناه باشد و از صراط بيحساب مانند برق بگذرد پنجم بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز كند بخواند در ركعت اوّل حَمْد واَلَمْ نَشْرَحْ يك مرتبه و توحيد سه مرتبه و در ركعت دويّم حَمد و اَلَمْ نَشْرَحْ و توحيد و مُعَوَّذَتَيْن را و چون سلام نماز داد سى مرتبه لا اِلهَ اِلاّ اللهُ بگويد و سى مرتبه صَلَوات بفرستد تا حقّ تعالى گناهان او را بيامرزد مانند روزيكه از مادر متولّد شده ششم آنكه بخواند سى ركعت نماز در هر ركعت حمد و قُلْ يا اَيُّها الْكافِرُونَ يك مرتبه و توحيد سه مرتبه هفتم بجا آورد آنچه را كه شيخ در مصباح متهجّد ذكر نموده فرموده ذكر عمل شب اوّل رجب روايت كرده است ابوالبخترى وهب بنوهب از حضرت امام جعفرصادق از پدرش از جدّش از حضرت اميرالمؤمنين(عليهم السلام) كه آنحضرت را خوش مى آمد كه فارغ سازد خود را چهار شب در تمام سال يعنى اِحيا بدارد آن شبها را به عبادت و آن چهار شب: شب اوّل رجب و شب نيمه شعبان و شب عيد فطر و شب عيد قربان بود و روايت شده است از ابو جعفر ثانى حضرت امام محمَّد جواد(عليه السلام) كه فرمود مستحَبّ است كه هر آدمى بخواند اين دعا را در شب اوّل رجب بعد از عشاء آخرة: اَللّـهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ بِاَنَّكَ مَلِكٌ وَاَنَّكَ عَلى كُلِّشَىْء مُقْتَدِرٌ وَاَنَّكَ ما تَشآءُ مِنْ أَمْر يَكُونُ اَللّـهُمَّ اِنّى اَتَوَجَّهُ اِلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّد نَبِىِّ الرَّحْمَةِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ يا مُحَمَّدُ يا رَسُولَ اللهِ اِنّى اَتَوَجَّهُ بِكَ اِلَى اللهِ رَبِّكَ وَرَبِّى لِيُنْجِحَ بِكَ طَلِبَتى اَللّـهُمَّ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّد وَالاَْئِمَّةِ مِنْ اَهْلِ بَيْتِهِ صَلَّى اللهُ عَلَيْهِ وَعَلَيْهِمْ اَنْجِحْ طَلِبَتى  

اعمال و ادعيه ماه رجب
باب اول در ماه رجب است و در آن دو فصل است :
فصل اول :
بـدان كـه رجب ، ماه بزرگ خدا است و از ماههاى حرام است كه در جاهليت ، محترم بوده ، و در اسـلام نـيـز تـعـظـيـم و احـتـرام آن وارد شـده و از بـراى روزه آن ، بـخـصـوص روز اول و وسـط و آخـر آن ، فـضـيـلت بـسـيـار وارد شـده و اعمال مشتركه آن كه متعلق به همه ماه است و خصوصيتى به روز معين ندارد، چند امر است :
1ـ در تـمـام ايـام مـاه ، بـخـصـوص در روز اول بخواند:يا مَنْ يَمْلِكُ حَواَّئِجَ السّاَّئِلينَ ويَعْلَمُ ضَميرَ الصّامِتينَ لِكُلِّ مَسْئَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حاضِرٌ وَجَوابٌ عَتيدٌ اَللّهُمَّ وَمَواعيدُكَ الصّادِقَةُ واَياديكَ الفاضِلَةُ ورَحْمَتُكَ الواسِعَةُ فَاَسْئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ واَنْ تَقْضِىَ حَوائِجى لِلدُّنْيا وَالاْخِرَةِ اِنَّكَ عَلى كُلِّشَىْءٍ قَديرٌ
2ـ بـخواند در هر روز دعاى خاب الوافدون ... 3ـ دعاى اللهم انى اسئلك صبر الشاكرين ... 4ـ دعـاى مـسـجـد صـعـصعه ؛اللهم يا ذاالمنن السابغه . 5ـ دعاى ناحيه مقدسه ،اللهم انـى اسـئلك بـمـعـانـى جـمـيـع ما يدعوك ...6ـ زيارت كن در هر مشهد كه هستى ، به اين زيـارت : الحـمـد لله الذى اشهدنا مشهد اوليائه فى رجب ... و اين زيارت و دو دعاى پيش در مـصـبـاح و اقـبـال اسـت . 7ـ دعـاء: اللهـم انـى اسئلك بالمولودين فى رجب ... 8ـ در عقب نـمـازهـاى شـبـانـه روز بـخـوانـد: يـا مـن ارجـوه لكـل خـيـر... 9- در ايـن مـاه صـد مـرتبه بگويد:استغفر الله الذى لا اله الا هو وحده لاشريك له و اتوب اليه و ختم كند آن را بـه صـدقـه تـا خـداونـد خـتـم فـرمـايـد بـراى او رحمت و مغفرت و اگر چهار صد مرتبه بـگـويـد، ثـواب صـد شـهـيـد داشـتـه بـاشـد. 10ـ در جـمـيـع ايـن مـاه ، هـزار مـرتـبـه بـگـويـد:اسـتـغـفـر الله ذالجـلال و الاكـرام مـن جـمـيـع الذنوب و الاثام ، خداوند او را بـيـامـرزد 11ـ در ايـن مـاه هزار مرتبه لا اله الا الله بگويد تا صد هزار حسنه ، براى او نوشته شود. 12ـ در جميع ماه ، در وقت صبح ، هفتاد مرتبه و در وقت پسين نيز هفتاد مرتبه بگويد: استغفر الله و اتوب اليه و چون تمام كرد، دستها را بلند كند و بگويد. اللهم اغـفـر لى و تـب عـلى . 13ـ در جـمـيـع مـاه ، ده هزار مرتبه توحيد، يا هزار مرتبه ، يا صد مـرتبه بخواند كه فضيلت بسيار دارد. 14ـ در يك روز جمعه اين ماه ، صد مرتبه توحيد بـخـوانـد يـا صد توحيد بخواند تا براى او، نورى باشد در قيامت ، كه او را به بهشت كـشـد. 15ـ در يـك روز جـمعه اين ماه ، چهار ركعت نماز كند، مابين ظهر و عصر،در هر ركعت ، حـمـد يـك مـرتـبه و آيه الكرسى هفت مرتبه و توحيد پنج مرتبه ، پس ده مرتبه بگويد: استغفر الله الذى لا اله الا هو و اسئله التوبه ) كه سيد فضيلت بسيار، براى آن نـقـل فـرمـوده . 16ـ هـر كـه قـادر نـبـاشد كه در اين ماه روزه بگيرد، در هر روز از آن صد مـرتـبـه بـگـويـد: سـبـحان الاله الجليل سبحان من لا ينبغى التسبيح الا له سبحان الاعز الاكرم سبحان من لبس العز و هو له اهل تا ثواب روزه آن را دريابد.
17ـ در هر شب از اين ماه ، دو ركعت نماز كند، در هر ركعت ، بعد از حمد سه مرتبه جحد   و يك مرتبه توحيد بخواند و بعد از سلام ، دستها را بلند كند و بگويد: لا اله الا الله وحـده ... 18ـ در يـك شـب از ايـن ماه صد مرتبه توحيد در دو ركعت نماز، بخواند كه ثواب بـسـيـار دارد. 19ـ در يك شب از اين ماه ، ده ركعت نماز، بخواند كه در هر ركعت ؛ حمد و جحد يـك مـرتـبـه و تـوحـيـد سـه مرتبه باشد. 20ـ آنكه سه روز از اين ماه ، كه پنج شنبه و جـمـعـه و شـنـبـه بـاشـد روزه بـدارد، حـق تـعـالى بـراى او ثـواب نـهـصـد سـال عـبـادت بنويسد. 21ـ در اين ماه و ماه شعبان و رمضان در هر روز و شب بخواند حمد و آيـه الكـرسـى و قـلاقـل   و تـسـبـيـحـات اربـع و لا حول و لا قوه الا بالله  و صلوات را هر كدام سه مرتبه و سه مرتبه اللهم اغفر للمؤ منين و المؤ منات  و بعد از فراغ از همه ، چهارصد مرتبه استغفار كند.و بـدان كـه ، شـب جـمـعـه اول مـاه رجب را ليله الرغائب مى گويند و از براى آن ، عملى از حـضـرت رسـول صـلى الله عـليـه و آله وارد شـده ، بـا فـضـيـلت بسيار كه سيد و غيره نـقـل كـرده انـد و كـيـفـيـت آن ، چـنـان اسـت كـه ؛ روز پـنـج شـنـبـه اول آن مـاه را روزه مـى دارى ، چـون شـب جـمـعـه داخل شود، ما بين نماز مغرب و عشاء، دوازده ركـعـت نـماز مى گذرد، هر دو ركعت به يك سلام ، و در هر ركعت از آن يك مرتبه حمد و سه مـرتـبه انا انزلناه و دوازده مرتبه قل هو الله احد مى خوانى و چون از نماز فارغ شدى ، هـفـتـاد مـرتـبـه مـى گـويى : اللهم صل على محمد النبى الامى و على آله ) پس به سـجـده مـى روى و هـفتاد مرتبه مى گويى : سبوح قدوس رب الملائكه و الروح )، پـس سـر از سـجده بر مى دارى و هفتاد مرتبه مى گويى :رب اغفر و ارحم و تجاوز عما تـعـلم انـك انـت العـلى الاعـظـم ، پس باز به سجده مى روى و هفتاد مرتبه مى گويى : سـبـوح قـدوس رب المـلائكه و الروح )، پس حاجت خود را مى طلبى كه انشاء الله بـرآورده خـواهـد شـد. و نـيـز بدان كه در ماه رجب ، زيارت حضرت امام رضا عليه السلام مـسـتحب است و اختصاصى دارد، چنانچه عمره ) در اين ماه ، فضيلت دارد و روايت شده كه تالى حج است و منقول است كه : جناب على بن الحسين  در ماه رجب معتمر شده بود، و شبانه روز در نزد كعبه ، نماز مى گذاشت و پيوسته ، شب و روز در سجده بود و اين ذكر از آن حـضـرت شـنيده مى شد كه در سجده مى گفت : عظم الذنب من عبدك فليحسن العفو من عندك
فصل دوم : در ذكر ايام و ليالى ماه رجب است .

شب اول : شب شريفى است و در آن چند عمل است :

1ـ غـسـل 2ـ چـون هـلال را بـيـنـد، بـگـويـد:اللهـم اهله علينا بالامن و الايمان و السلامه و الاسلام ، ربى و ربك الله عزوجل 3ـ زيارت كند، امام حسين عليه السلام را. 4ـ احيا كند ايـن شـب را، بـه دعـا و تـلاوت قـرآن مـجـيد و نماز. 5ـ بعد از مغرب بيست ركعت نماز كند، بـحـمـد و تـوحـيـد تـا مـحفوظ بماند خود و اهل و مال او، و از عذاب قبر، در پناه باشد و از صـراط، مانند برق ، بگذرد. 6ـ بعد از نماز عشاء بخواند دعاى : اللهم انى اسئلك بانك مـليك ... 7ـ بعد از نماز شب و بعد از وتر بخواند دعاهاى وارده را و بدان كه علما، براى هر شب اين ماه ، نماز مخصوص ذكر كرده اند، كه ) اين مختصر، گنجايش ذكر آن را ندارد. روز اول : روز شريفى است و در آن چند عمل است : 1ـ روزه گرفتن ، روايت شده كه حضرت نـوح عـليـه السـلام در ايـن روز، بـه كـشـتـى سوار شد و امر فرمود كسانى را كه با او بـودنـد، روزه بـدارنـد و هـر كـه ايـن روز را روزه بـدارد، آتـش جـهـنـم يـك سـال راه ، از او دور شـود. 2ـ غسل كند. 3ـ زيارت امام حسين عليه السلام كند تا حق تعالى او را بـيـامـرزد. 4ـ بـخـوانـد دعـاى طـويـلى را كـه سـيـد نقل فرموده 5ـ شروع كند به نماز سلمان ـ رضى الله عنه ـ به اين طريق كه : پنج ، دو ركـعـت نـمـاز گـذارد و در هر ركعت ، يك مرتبه حمد و سه مرتبه توحيد و سه مرتبه جحد بخواند و بعد از هر سلام ، دستها را بلند كند و بگويد:لا اله الله وحده لاشريك له له المـلك و له الحـمـد يـحـيـى و يـمـيـت و هـو حـى لا يـمـوت بـيـده الخير و هو على كلى شى ء قـديـرسـپـس بـگـويـد:اللهـم لا مـانع لما اعطيت و لا معطى لما منعت و لا ينفع ذالجد منك الجد.پس دستها را بر روى خود بكشد و در روز نيمه ماه نيز اين نماز را به همين كيفيت ، بـخـوانـد لكـن عوض اين دعا، بعد از تهليل بگويد،الها واحدا احدا فردا صمدا لم يتخذ صـاحـبـه و لا ولدا.و در روز آخـر مـاه نـيـز چـنـيـن كـنـد، لكـن بـعـد از تـهـليـل مـذكـور بـگـويـد: و صـلى الله عـلى مـحـمـد و آله الطـاهـريـن و لا حـول و لا قـوه الا بالله العلى العظيم .پس دستها را به روى خود بكشد و حاجت خود را بطلبد و از فوايد اين نماز، نبايد غفلت نمود كه آن بسيار است و سيد بن طاووس ) نيز بـراى ايـن روز، چـهـار ركـعـت نـمـاز نـقـل كـرده هـر كـه خـواهـد، بـه اقبال مراجعه كند. و در ايـن روز، سـنـه 57 بـه قـولى ولادت حضرت باقر عليه السلام واقع شده ولكن ، مـخـتـار داعـى ، سـيـم صـفر است و در روز دوم يا پنجم سنه 212دويست و دوازده )، ولادت حـضـرت امام على نقى عليه السلام به روايت ابن عباس واقع شده ولكن مشهور بين علماء، در نـيـمـه مـاه ذى الحـجـه اسـت و از دعاى اللهم انى اسئلك بالمولودين فى رجب )، ظـاهر شود كه ولادت شريف ، در اين ماه بوده ،والده ماجده اش ، جليله نجيبه ، معروفه به سـيـده ) و مـكـنـاه به ام الفضل مغربيه ) است و فى الدر النظيم ، للشيخ يـوسـف بـن حـاتـم الشـامـى ، تـلمـيـذ المـحـقـق ، قـال فـى احـوال ابـى الحـسن على الهادى عليه السلام و روى محمد بن الفرج و على بن مهزيار، عن السـيـد عـليـه السـلام انـه قـال :امـى عـارفـه بـحـقـى و هـى مـن اهل الجنه لايقر بها شيطان مارد و لاينالها كيد جبار عنيد و هى مكلؤ ه بعين الله التى لاتنام و لا تـخـلف عـن امـهـات الصديقين و الصالحين .و مكان ولادت ، موضعى بوده در حوالى مـدينه كه آن را صريا) گويند و اسم آن حضرت على كنيه اش ابوالحسن است و چون امام مـوسـى و امـام رضـا را نـيـز ابـوالحـسن مى گفتند از جهت تعيين ، آن جناب را ابوالحسن الثـالث ) مـى گـويـنـد و امـام رضـا را ابوالحسن الثانى ) و گاهى به جاى ثالث ، ماضى يا هادى يا عسكرى ، ذكر مى كنند و چون آن جناب و فرزندش امام حسن ، در سامره سكنى فرمودند، در محله اى كه عسكر نام داشت ، از اين جهت اين دو امام را نسب به آن مـكـان داده و عـسـكـرى مى گفتند و آن جناب گندمگون بوده و نقش نگينش الله ربى و هو عصمتى من خلقه ) بوده و در روز وفات آن حضرت اختلاف است و آنچه مختار داعى است ؛ روز سـيـم 254 دويـسـت و پـنـجـاه و چـهـار)، وفـات آن حـضـرت اسـت بـه سـن چـهـل و يـك سـالگـى تـقـريبا و در اين مدت كم ، درك فرمود، زمان سلطنت معتصم و واثق و مـتـوكـل و مـنتصر و معتز را و در ايام معتز، آن حضرت را زهر دادند و شهيد نمودند و در وقت شـهـادت آن امـام غـريـب ، غـير از امام حسن عسكرى عليه السلام كسى نزد بالين آن حضرت نـبـود و چـون رحـلت فـرمـود جميع امراء و اشراف حاضر شدند و امام حسن عليه السلام در مـصـيـبـت پـدر بـزرگـوار خـود، گـريـبـان چـاك زد و خـود مـتـوجـه غـسـل و كـفـن و دفـن آن جـنـاب شـد و آن بـزرگـوار را در حـجـره اى كـه مـحـل عـبـاد آن حـضـرت بـود، دفـن كردند و جمعى از جاهلان احمق ، بر آن حضرت ، اعتراض كردند كه گريبان چاك زدن در مصيبت ، شايسته نبود، حضرت به آنها فرمود كه : چه مـى دانـيد، احكام دين خدا را، حضرت موسى عليه السلام پيغمبر خدا بود و در ماتم برادر خـود هـارون ، گـريبان چاك زد) و مسعودى در مروج الذهب گفته كه ؛ آن حضرت در روز دوشنبه ، چهار روز به آخر جمادى الاخر مانده ، وفات كرد و هنگامى كه جنازه آن حضرت را بـه جـانب قبر حركت مى دادند، شنيدند كه ، كنيزكى مى گفت :ماذا لقينا فى يوم الاثنين قديما و حديثايعنى ما چه كشيديم ، از نحوست روز دوشنبه ، از قديم الايام تا اين زمان ، و اشـاره كـرد بـه روز وفـات پـيغمبر صلى الله عليه و آله پس آن حضرت را در خانه خود، در سامره دفن نمودند. فقير گويد: كه صدمات و اذيتهايى كه به آن جناب رسيد در زمـان خـلفـاى بـنـى عـبـاس ، خـصـوصـا در زمـان رجـس پـليـد، مـتـوكـل عـنـيـد، چـه بـه خـود آن حضرت ، چه به شيعيان و دوستان و علويين و اولاد فاطمه عـليهاالسلام چه به قبر امام حسين عليه السلام و زائران آن قبر مطهر كه بازگشت تمام به آن حضرت است ، زياده از آن است كه در حوصله بيان بگنجد.ابـوالفـرج نـقـل كـرده كه ، متوكل عمر بن فرج را والى مدينه مشرفه و مكه معظمه كرده بود، عمر منع كرد مردم را از احسان به آل ابوطالب و سخت در عقب اين كار شد پيگير اين كار شد.)، به حدى كه اگر خبر مى رسيد به او كه يكى احسانى كرده به ايشان ، اگر چـه بـه چيز كمى بوده ، او را عقوبت مى كرد، لاجرم مردم دست از رعايت ايشان برداشته و ايشان را به حال خود گذاشتند پس به حدى كار بر ايشان سخت شد كه زنهاى علويات ، تـمـام لبـاسـهـاى ايـشـان ، كهنه و پاره شده بود و لباس درست نداشتند كه نماز در آن بـخـوانـنـد، مـگـر يـك پـيـراهـن درست كه براى ايشان مانده بود، هرگاه مى خواستند نماز بـخـوانـنـد، يـك يك به نوبت آن پيراهن را مى پوشيدند و نماز مى خواندند و چون هر يك فـارغ مـى شـد، از تن بيرون مى كرد و به ديگرى مى داد بپوشد و خود به چرخ ريسى مـى نـشـسـت . و پـيـوسـتـه بـه آن عـسـرت روزگـار، گـذرانـيـدنـد، تـا مـتـوكـل هـلاك شـد و حـكـايـت مـنـع شـدن مـردم ، تـوسـط مـتـوكـل از زيـارت قبر امام حسين ع ) و پدر بزرگوارش و آن كه ، همت خود را گماشت كه آثار قبر مطهر حسينى را محو و نابود كند، مشهورتر از آن است كه ذكر شود و گفته شده كـه هـفـده مـرتـبـه آن قـبـر شـريف را خراب كرد و باز به صورت اولى برگشت و شيخ اجل ؛ على بن الحسين المسعودى ره ) روايت كرده كه در مورد امام على نقى عليه السلام نزد متوكل ، سعايت كردند و گفتند كه : در منزل آن جناب اسلحه بسيار و كاغذهاى زياد است كه شـيـعـيـان او از قـم بـراى او فـرسـتـاده انـد و آن جناب عزم آن دارد كه بر تو خروج كند، مـتـوكـل جـمـاعـتـى از تـركـان را بـه خـانه آن حضرت فرستاد، ايشان در شب به خانه آن حضرت ريختند و هر چه تفتيش كردند، چيزى نيافتند و ديدند آن حضرت ، در حجره اى است و در را بـر روى خـود بـسـتـه و جـامـه اى از پـشـم پـوشـيـده و بـر روى زمـيـن كـه رمـل و ريـگ ريـزه بـود نـشـسـتـه و تـوجـهـش بـه سـوى حـق تـعـالى اسـت و مـشـغـول خـوانـدن آيـات قـرآنـى اسـت ، پـس آن جـنـاب را بـا آن حـال بـه نزد متوكل بردند و گفتند: در خانه او ريختيم و چيزى نيافتيم و ديديم او را كه رو بـه قـبـله نـشـسـتـه بـود و قـرآن تـلاوت مـى نـمـود. و مـتوكل در آن حال در مجلس شراب بود، پس آن امام معصوم را در آن مجلس ميشوم وارد كردند، در وقـتـى كـه مـتوكل ، جام شراب در دستش بود، پس از براى آن حضرت تعظيم كرد و آن جـنـاب را در پـهـلوى خـود نـشـانـيـده و جـام شراب را خواست به آن حضرت بدهد. آن جناب فـرمـود: والله هـرگـز شـراب داخـل گوشت و خون من نشده ، مرا معفو دار) پس او را مـعـفـو داشـت ، آن گـاه گـفـت : بـراى مـن شـعـر بـخـوان ) فـرمـود: انـى قـليل الروايه للشعر) من از شعر، چندان روايت نشده ام گفت : از اين چاره اى نيست پس آن حـضـرت انـشـا فرمود، آن اشعارى را كه مشتمل است بر بى وفايى دنيا و مرگ ملوك و سـلاطـيـن و ذلت و خـوارى ايـشـان پـس از مـرگـشـان ، و اولش ايـن اسـت :بـاتـوا عـلى قـلل الاجـبـال تـحـرسـهـم غـلب الرجـال فـمـا اغـنـاهـم القـلل مـتـوكـل از شـنيدن اين اشعار، چندان گريست كه اشك چشمش ‍ ريشش را تر نمود و حاضرين نـيـز گـريـسـتـنـد و بـه روايـتـى مـتوكل ، جام شراب را بر زمين زد و عيشش منقص شد و آن حضرت را با احترام به خانه اش برگرداند. روز دهم سنه 195 صد و نود و پنج ) بنا به روايت ابن عباس ولادت با سعادت حضرت امـام مـحمد تقى عليه السلام واقع شده لكن مشهور بين علماء و مشايخ آن است كه ولادت در مـاه رمـضـان واقـع شـده اسـت ، والده مـاجـده آن حـضـرت ام ولدى ) بـوده نـوبـيـه ، از اهـل بـيـت مـاريـه قـبـطـيـه مـادر ابـراهـيـم فـرزنـد رسـول خـدا صـلى الله عـليـه و آله و افضل زنهاى زمان خود بوده و حضرت رسول صلى الله عليه و آله اشاره به اين مخدره و فرزندش ‍ جواد فرموده در آنجا كه فرموده بابى ابن خيره الا ماء النوبيه الطيبه و حضرت موسى بن جعفر عليه السلام در خبر يزيد بن سليط سلام خود را براى اين مخدره فرستاده و آن معظمه سبيكه يا خيزران است و اما كيفيت ولادت چنان است كه ابن شهر آشوب از حـكـيـمـه خاتون دختر امام موسى عليه السلام روايت كرده است كه روزى امام رضا عليه السـلام مـرا طـلبيد و فرمود: اى حكيمه امشب فرزند مبارك خيزران متولد مى شود بايد كه در وقـت ولادت او حاضر شوى ، من در خدمت آن حضرت ماندم چون شب در آمد مرا با خيزران و زنـان قـابله به حجره در آورد و از حجره بيرون رفت و چراغى نزد ما افروخت و در را به روى مـا بـبـست و چون او را درد زاييدن گرفت و او را بالاى طشت نشانيديم چراغ ما خاموش شـد و مـا بـه خاموشى چراغ مغموم شديم كه ناگاه ديديم كه آن خورشيد فلك امامت طالع گرديد و در طشت نزول فرمود و بر آن حضرت پرده نازكى مانند جامه احاطه كرده بود و نورى از آن جناب ساطع بود كه تمام آن حجره منور شد و ما از چراغ مستغنى شديم پس آن نـور مـبـين را برگرفتم و در دامن خود گذاشتم و آن پرده را از خورشيد جمالش دور كردم نـاگـاه امـام رضـا ع ) بـه حـجـره در آمـد بـعـد از آنـكـه ابو جعفر را در جامه هاى پاكيزه پوشانيده بوديم ، پس آن گوشواره عرش امامت را از ما گرفت و در گهواره عزت و كرامت گذاشت و آن مهد شرف و عزت را به من سپرد و فرمود كه : از اين گهواره جدا مشو و چون روز سيم ولادت آن جناب شد ديده حق بين خود را به سوى آسمان گشود و به جانب راست و چـپ نـظـر كـرد و بـا زبـان فـصـيـح گـفـت :اشـهـد ان لا اله الا الله و اشـهـد ان مـحـمـدا رسـول الله چـون ايـن حـالت غـريـبه را از آن نور ديده ) مشاهده كردم به خدمت پدرش شـتـافـتـم و آنـچـه ديده و شنيده بودم عرض ‍ كردم حضرت فرمود كه آنچه بعد از اين از عـجائب احوال او مشاهده خواهى كرد زياده است از آنچه اكنون مشاهده كرده اى ، و از كلثم بن عـمـران روايـت شـده كـه به خدمت حضرت امام رضا عليه السلام عرض كردم كه دعا كن حق تـعـالى بـه تـو فرزندى كرامت فرمايد. فرمود كه : حق تعالى به من يك پسرى كرامت خواهد كرد و او وارث امامت من خواهد بود. چون امام محمد تقى متولد شد، حضرت فرمود كه : حق تعالى به من فرزندى عطا كرده كه شبيه است به موسى ابن عمران كه درياها را مى شكافت و نظير عيسى بن مريم است كه حق تعالى مقدس گردانيده بود مادر او را و طاهر و مـطهر آفريده شده بود. پس فرمود كه ، اين فرزند من به جور و ستم كشته خواهد شد و بـر او خـواهـنـد گـريست اهل آسمانها و حق تعالى غضب خواهد كرد بر دشمن او و كشنده او و سـتم كنده بر او و بعد از قتل او از زندگانى بهره اى نخواهند ديد و به زودى به عذاب الهـى واصل خواهند گرديد و در شب ولادت آن حضرت تا به صبح در گهواره با او سخن مـى گـفت و اسرار الهى را به او مى فرمود. علامه مجلسى فرموده كه بعضى از روايات در خـصـوص فـضـيلت روز دهم وارد شده است . بدان كه : مستحب است در هر يك از ماه رجب و شـعـبان و رمضان ، آن كه در شب سيزدهم هر يك ؛ دو ركعت نماز بگذارند در هر ركعت حمد و يـس و تـبـارك المـلك و تـوحـيد بخوانند و در شب چهاردهم چهار ركعت به دو سلام به همين كيفيت و در شب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همين كيفيت .
از حضرت صادق عليه السلام مرويست هر كه چنين كند جميع فضيلت اين سه ماه را بيابد و جميع گناهانش آمرزيده شود به غير از شرك .
سيزدهم رجب ولادت اميرالمؤ منين على عليه السلام
روز سـيـزدهـم اول ايـام البـيـض ) است و ثواب بسيار براى روزه اين روز و دو روز بعد وارد شـده و اگـر كسى خواهد عمل ام داود به جا آورد بايد امروز روزه بگيرد و در اين روز بـنـا بـر مشهور بعد از سى سال از عام الفيل ولادت با سعادت حضرت اميرالمومنين عليه السـلام در مـيـان كـعـبـه مـعـظـمـه واقـع شـده اسـت و كـيفيت آن چنان است كه روزى عباس بن عـبـدالمطلب با يزيد بن قعنب با گروهى از بنى هاشم و جماعتى از قبيله بنى عبدالغرى در بـرابـر خـانـه كـعـبـه نـشـسـتـه بـودند كه ناگاه فاطمه بنت اسد به مسجد در آمد در حـاليـكـه حـامله بود به حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام و نه ماه از حملش گذشته بود پس او را درد زاييدن گرفت آن مخدره در برابر خانه كعبه ايستاد و نظر به جانب آسمان افـكـنـد و گـفـت پـروردگـارا مـن ايـمـان آورده ام به تو و به هر پيغمبرى و رسولى كه فـرسـتاده اى و به هر كتابى كه نازل گردانيده اى و تصديق كرده ام به گفته هاى جدم ابـراهيم خليل عليه السلام كه خانه كعبه بنا كرده اوست پس درخواست مى كنم از تو به حـق اين خانه و به حق آن كسى كه اين خانه را بنا كرده است و به حق اين فرزندى كه در شكم من است و با من سخن مى گويد و به سخن گفتن خود مونس من گرديده است و يقين دارم كه او يكى از آيات جلال و عظمت توست كه آسان كنى بر من ولادت او را. عباس و يزيد بن قـعـنـب گـفـتـنـد كـه چـون حضرت فاطمه از اين دعا فارغ شد ديديم كه ديوار خانه كعبه شـكـافـته شد و فاطمه از آن موضع داخل خانه شد و از ديدهاى ما پنهان گرديد و شكاف ديوار به هم پيوست به اذن خدا، پس ‍ ما خواستيم كه در خانه را بگشاييم چندان كه سعى كـرديـم در گشوده نشد دانستيم كه اين امر، از جانب خدا واقع شده است . و فاطمه سه روز در انـدرون كـعـبـه مـانـد، اهـل مـكـه در كـوچـه و بـازارهـا و زنـهـا در خـانـه ها اين واقعه را نـقـل مـى كـردنـد و تـعـجـب مـى نـمـودنـد تـا روز چـهـارم رسـيـد دوبـاره هـمـان محل از ديوار خانه شكافته شد و فاطمه بيرون آمد در حالى كه اميرالمؤ منين عليه السلام را در دسـت خـود داشـت و مـى گـفـت : اى گـروه مـردم بـه درسـتـى كـه حـق تـعـالى مـرا برگزيده از ميان خلق خود و فضيلت داد مرا بر زنان برگزيده كه پيش از من بوده اند، زيـرا كـه حـق تـعـالى بـرگـزيده آسيه دختر مزاحم را و او خدا را پنهانى عبادت كرد، در مـكـانـى كـه عـبـادت خـدا در آن جـا سـزاوار نـبـود مـگـر در حال ضرورت ، يعنى خانه فرعون و برگزيد مريم دختر عمران را و ولادت عيسى را بر او آسـان گـردانـيـد و در بـيـابان درخت خشك را جنبانيد و رطب تازه از براى او، از آن درخت فـرو ريـخـت و حق تعالى مرا بر هر دو نفر آنها برترى داد و همچنين بر تمام زنان عالم كه پيش از من گذشته اند، زيرا كه من فرزندى آورده ام در ميان خانه برگزيده او و سه روز در آن خـانـه ، مـحـتـرم مـانـدم و مـيـوه هـا و طـعـامـهـاى بـهـشـتـى تناول نمودم .و بـالجـمـله ولادت بـه ايـن كيفيت و فضيلت ، از خصائص آن حضرت است . زيرا كه متولد نـشد مولودى در روز جمعه ، سيد ايام ) در ماه رجب شهر الله الحرام ) در خانه كعبه بيت الله الحـرام ) بـه جـز امـيـرالمـؤ مـنـين عليه السلام يعنى : اين ، يكى از فضايل فراوانى است كه او دارد و بر همين يك فضيلت مقايسه كن ما بقى فضائل و درجات فقير گويد:كـه چـون ايـن روز، روز ولادت حـضـرت امـيـرالمؤ منين عليه السلام است مناسب است
شب نيمه اين ماه :
شب شريفى است و در آن چند عمل است :
1ـ غسل 2ـ احياء 3ـ زيارت امام حسين عليه السلام 4ـ شش ركعت نماز كه در شب سيزدهم ذكر شد. 5ـ سى ركعت نماز در هر ركعت حمد و ده مرتبه توحيد و اين نماز را سيد بن طاووس ) از حـضـرت رسـول صـلى الله عـليـه و آله بـا فـضـيـلت بـسـيـار، نـقـل كـرده اسـت . 6ـ دوازده ركـعـت نـمـاز، هر دو ركعت به يك سلام و در هر ركعت ، هر يك از سـوره هـاى حـمـد و تـوحـيد و فلق و ناس و آيه الكرسى و قدر را چهار مرتبه بخواند و بعد از سلام چهار مرتبه بگويد: الله الله ربى لا شريك به شيئا و لا اتخذبه وليا) و هـر چـه مـى خـواهـد بـخواند و اين نماز را به اين طريق سيد از حضرت امام صادق عليه السلام روايت كرده و شيخ به نحو ديگر به طورى كه در زاد المعاد) است .
روز نيمه : ماه رجب
روز مباركى است و در آن چند عمل است :
1ـ غـسـل 2ـ زيـارت امـام حـسـيـن عـليـه السـلام 3ـ نـمـاز سـلمـان بـه نـحـوى كـه در روز اول گذشت . 4ـ چهار ركعت نماز بخواند و بعد از نماز دستها را پهن كند و بگويد: اللهم يا مذل كل جبار... و اين دعا را هر كه براى رفع شدت و غم ، بخواند انشاء الله رفع مى شـود. 5ـ عـمـل ام داوود كه عمده اعمال اين روز است و براى برآمدن حاجات و كشف كربات و دفـع ظـلم ظـالمـان مـؤ ثـر اسـت
شب بيست و هفتم ماه رجب:
شـب مـبـعث است و از ليالى متبركه است و آن شبى است كه بهتر است از براى مردم از آنچه آفـتـاب بـر او مـى تـابـد و عـبـادت در آن اجـر شـصـت سال عبادت دارد و از براى آن چند عمل است :
1ـ غـسـل چـنـانـچـه شـيـخ فـرمـوده . 2ـ زيـارت حـضـرت امـيـرالمـؤ مـنـيـن عليه السلام كه افـضـل اعـمـال اين شب است چنانكه سيد بن طاووس ) فرموده و از براى آن حضرت در اين شـب سـه زيـارت است . زيارت رجبيه :الحمد لله الذى اشهدنا مشهد اوليائه فى رجب . لقول الشيخ محمد بن المشهدى فى المزار الكبير) و مما يستحب ان يزار به اميرالمؤ منين عـليـه السـلام فـى ليـله المـبـعـث هـذه الزيـاره مـشـيـرا الى زيـاره المـشـار اليـهـا و كل امام حضرت عنده فى رجب .يـعـنـى زيـارت رجـبـيـه كـه بـا جـمـله الحـمد الله الذى اشهدنا مشهد اوليائه فى رجب شـروع مـى شـود مستحب مى باشد چنانچه در كتاب مزار الكبير، شيخ محمد بن المشهدى مى گويد: و از آن چه مستحب است كه در شب مبعث با آن اميرالمومنين عليه السلام و هر امامى كـه در مـاه رجـب بـراى زيـارت در حـرم او حـاضر باشد زيارت شود همين زيارت است كه اشاره مى فرمايد به زيارت مذكور رجبيه
3ـ خـوانـدن : اللهم انى اسئلك بالنحل الاعظم ... 4ـ دوازده ركعت نماز نمايد هر وقت از شب كـه بـاشـد بـخـوانـد در هـر ركـعـت حـمـد و دو قـل اعـوذ و قل هو الله احد را چهار مرتبه يعنى بعد از آنكه حمد خواندى هر يك از اين سوره ها را چهار مـرتـبـه بـخـوان چنانكه مجلسى رحمت الله معنى فرموده است و چون از همه فارغ شدى در همان مكان چهار مرتبه بگو: لا اله الا الله و الله اكـبـر و الحـمـدلله و سـبـحـان الله و لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظيم پس هر حاجت كه خواهى بطلب .
روز بيست و هفتم از ماه رجب
از جـمـله اعـيـاد عـظـيـمـه اسـت و روزى اسـت كـه حـضـرت رسـول صـلى الله عـليـه و آله در آن روز بـه رسـالت مـبـعـوث گـرديـد و جـبـرئيـل بـه پـيـغـمـبـرى بـر آن حـضـرت نـازل شـد و از بـراى آن چـنـد عمل است :
1ـ غـسـل 2ـ روزه و آن يـكـى از چـهـار روز اسـت كـه در تـمـام سـال امـتـيـاز دارد بـراى روزه گـرفـتـن و بـرابـر اسـت بـا روزه هـفـتـاد سـال . 3ـ بـسـيـار صـلوات فـرسـتـادن . 4ـ زيـارت حـضـرت رسول و اميرالمؤ منين عليهما السلام 5ـ دوازده ركعت نماز به طريقى كه سيد ذكر فرموده 6ـ بـخـوانـد: يـا مـن امـر بالعفو و التجاوز... ـ و اين دعا را حضرت موسى بن جعفر عليه السلام خواند در آن روزى كه آن جناب را به جانب بغداد حركت دادند و آن روز بيست و هفتم رجـب بـوده اسـت و ايـن دعـا از ذخـائر ادعيه رجب است . 7ـ بخواند دعاى ) اللهم انى اسئلك بالنحل الاعظم ... .
روز آخر ماه رجب
غـسل در آن وارد شده است و روزه اش سبب آمرزش گناهان گذشته و آينده است و نماز سلمان به نحوى است كه در روز اول گذشت
+تهيه شده توسط اكبرشعباني |

و اما تفكر در اعمال خود كه از آن به مراقبت و محاسبت تعبير مى‏شود  و كيفيت آن، آن است كه: آدمى در هر شبانه روزى ساعتى به تفكر كار خود بيفتدو اخلاق باطنيه و اعمال ظاهريه خود را تفحص كند و احوال دل و جوارح خود راتجسس نمايد، لوح دل را در مقابل خود نهاده آن را ملاحظه كند و دفتر شبانه خود راگشوده سر تا پاى آن را مطالعه فرمايد. پس اگر دل خود را بر طريق راستى و درستى مستقيم، و متصف به اخلاق جميله وخالى از اوصاف رذيله ديد، و اعضا و جوارح خود را مشغول طاعات و عباداتى كه به‏آنها متعلق است و مجتنب از معاصى و سيئاتى كه به آنها مرتبط است‏يافت‏شكر الهى به‏جا آورد، و اگر مخالف اين را ملاحظه نمود در صدد علاج آن بر آيد.و اگر برخورد كه‏معصيتى از او سر زده به توبه و انابه قضا و تدارك آن كند. و شكى نيست كه اين قسم از تفكر، مجالى واسع دارد، و قدر ضرورى آن مستغرق‏شبانه روز مى‏گردد و ماه و سال، كفايت استقصاء آن را نمى‏كند، زيرا كه قدر لازم بر هركس آن است كه در هر شبانه روز فكر كند در هر يك از صفات مهلكه از بخل و كبر وعجب و ريا و حقد و حسد و جبن و غضب و حرص و طمع، و غير اينها از صفات.ونظر بصيرت را گشاده چراغ فكر به دست گيرد و زواياى دل خود را بگردد و از همه اين‏صفات تفحص كند. پس اگر چنان فهميد كه دل او را از همه اينها خالى است در مقام امتحان خود برآيد وببيند كه شيطان و نفس، امر را مشتبه نكرده باشند. مثلا اگر چنان گمان كند كه ناخوشى تكبر را ندارد، امتحان كند خود را به دوش‏كشيدن خيك آبى از كوچه، يا پشته‏اى هيمه از بازار به خانه. و اگر چنان فهميد كه از غضب خالى است، خود را در معرض اهانت‏سفيهى‏در آورد. و همچنين در غير اينها از صفات، به امتحاناتى كه گذشتگان از نيكان، خود راآزمايش كرده‏اند آزمايش كند تا مطمئن گردد كه از ريشه جميع اين صفات و شاخ وبرگ آنها در مزرع دلش اثرى نيست.آرى نفس، مكار، و شيطان، حيله‏گر و غدار است.

گر نماز و روزه مى‏فرمايدت نفس مكار است فكرى بايدت

نفس را هفتصد سراست و هر سرى از ثرى بگذشته تا تحت الثرى

و اگر يافت كه چيزى از اين صفات در دل او هست‏سعى كند در خلاصى از آن به‏موعظه و نصيحت و سرزنش و ملامت و مصاحبت نيكان و مجالست‏خوبان و رياضت‏و مجاهده تا سلب آن صفت‏بشود.و اگر به آسانى سلب نشود معالجه را مكرر نمايد.  و بعد از آن تفكر كند در صفات حسنه، اگر به گمان خود خود را متصف به آنهايافت در صدد آزمايش خود برآيد تا از مكر نفس و تلبيس آن مطمئن شود.و اگر خودرا از يكى از آنها خالى يافت تامل نمايد در طريق تحصيل آن.  بعد از آن متوجه هر يك از اعضاى خود شود و فكر كند در معاصى متعلقه به آن،مثلا نگاه به زبان كند كه آيا در آن روز غيبتى يا دروغى يا لغوى يا فحشى يا خود ستائى‏يا سخن‏چينى از آن صادر شده يا نه.و همچنين گوش و دست و پا و شكم و غير اينها ازاعضا. آنگاه تفكر كند در طاعاتى كه متعلق به هر يك از اين اعضاء هست از واجبات ومستحبات، پس اگر بعد از فحص يافت كه از آنها معصيتى سر نزده و طاعات را به جاآورده‏اند حمد خدا را كند.و اگر به صدور معصيتى يا ترك طاعتى برخورد اول سبب وباعث آن را بجويد و در صدد قطع آن بر آيد سپس تدارك آن را به توبه و ندامت كند تافرداى آن مانند امروز نباشد.  و اين قدر از تفكر در احوال خود در هر شبانه روزى لازم است از براى هر ديندارى‏كه معتقد نشاه آخرت باشد.و نيكان سلف و اهل تقوى و ورع از گذشتگان را در صبح‏هر روز يا شام هر شب همين طريقه و عادت بوده.بلكه از براى ايشان طومارى بوده كه‏در آنجا نيك و بد صفات و افعال را ثبت كرده و هر روز و شب حال خود را به آنجامقابله مى‏نمودند، و چون از زوال صفت رذيله يا اتصاف به فضيلتى مطمئن مى‏شدند درآن طومار قلم مى‏كشيدند و دست از فكر در آن برداشته به بقيه مى‏پرداختند.و چنين‏مى‏نمودند تا همه را قلم كشند.و بعضى كه مرتبه ايشان پست‏تر و گاهى معصيتى كه ازايشان سر مى‏زد معاصى‏اى كه بايد خود را از آن باز دارند در طومار مى‏نوشتند چون‏اكل حرام يا شبهه يا كذب يا غيبت‏يا مراء يا مسامحه در امر به معروف و نهى از منكر وامثال اينها، و سعى در خلاصى از هر يك مى‏نمودند.  و بالجمله صالحين سلف را اين طريقه و رويه بوده و اين را از لوازم ايمان به محاسبه‏روز قيامت مى‏شمردند.  پس واى بر ما كه دست از پيروى و متابعت نيكان برداشته و پرده غفلت را بر ديده خود فرو گذاشته، فكر محاسبه روز قيامت را فراموش، و از شراب غفلت و بطالت‏مست و بيهوش گشته‏ايم.و چنانچه ايشان رفتار ما را مشاهده مى‏نمودند حكم مى‏كردندبه كفر ما و عدم اعتقاد ما به روز حساب. آرى چگونه چنين نباشد و حال اينكه اعمال ما به عمل كسى كه ايمان به بهشت ودوزخ داشته باشد مشابهتى ندارد.و رفتار ما به رفتار اهل ايمان نمى‏ماند، زيرا كسى كه‏از چيزى ترسيد از آن مى‏گريزد و شوق به چيزى كه داشته باشد در طلب آن بر مى‏آيد.وما ادعاى ترس از جهنم مى‏كنيم و مى‏دانيم كه فرار از آن به ترك معاصى است و غرق‏لجه معاصى هستيم.و دعواى شوق به بهشت را مى‏نمائيم و مى‏دانيم كه رسيدن به آن به‏اطاعت و فرمانبردارى است و در آن تقصير و كوتاهى مى‏كنيم، عمر را به هوا و هوس‏مى‏گذرانيم.و هواى دخول بهشت داريم و روزگار را به هرزه صرف مى‏كنيم، و طمع‏وصال حوران پاك سرشت مى‏نمائيم.  وصال دولت‏بيدار ترسمت ندهندكه خفته‏اى تو در آغوش بخت‏خواب زده‏و مخفى نماند كه: اين نوع از تفكر علD9� را خواهى دوست دار كه از آن مفارقت‏خواهى كرد.�%ين بالا، و شان ايشان ازين والاتر است.بلكه ايشان مستغرق درياى محبت،و انس به پروردگار، و به جان و دل متوجه عظمت و جلال آفريدگارند.در فكر جمال‏و جلال ايزد متعال مدهوش، و از خود و صفات و اعمال خود بالمره فراموش كرده‏اند.

و زبان حال ايشان به اين ترانه گوياست:

هر چه نه گويا به تو خاموش به هر چه نه ياد تو فراموش به

مانند عاشقى كه در حال لقاى معشوق واله و حيران ماند.و حصول اين حالت‏بلكه‏ادنى مرتبه از تلذذ به ياد عظمت و جلال خدا ممكن نمى‏شود تا ساحت نفس را ازجميع رذايل پاك نسازى، زيرا كه حال كسى كه با وجود اتصاف به اخلاق بد خواهد ازتفكر در جلال و جمال جميل مطلق ملتذ شود، حال عاشقى است كه با محبوب خودخلوت كند و خواهد از مشاهده جمال او التذاذ يابد و زير پيراهن او از مار و عقرب‏مملو باشد و آن را بگزند.زيرا كه هر يك از اين صفات، حكم مار يا عقربى دارند كه‏فرو رفتگان علايق طبيعت را گزيدن آنها معلوم نشود تا وقتى كه اين عالم را بدرود كنند،در آن وقت مشاهده خواهند كرد كه الم هر يك از اينها از مار و كژدم به مراتب شتى‏ بالاتر است.  پس اى جان برادر! از خواب غفلت‏برخيز و فكرى كن از براى روز رستاخيز، پيش‏از آنكه چاره امر از دست‏بيرون رود و چنگال مرگ به كالبد نحيث‏بند شود.   و بر سبيل قطع و يقين بدان كه هر صفتى از صفات و هر عملى از اعمال تو را دروقت رفتن جزائى است، همچنان كه صريح قرآن و نص حديث پيغمبر آخر الزمان (ص) است كه فرمود: «هر چه را خواهى دوست دار كه از آن مفارقت‏خواهى كرد.و هر چه‏خواهى زندگانى كن عاقبت‏خواهى مرد.و هر كارى كه خواهى بكن كه جزاى آن به توخواهد رسيد. پس ساعتى از اوقات خود را صرف فكر اعمال خود كن، و زمانى در عجايب صنع‏خداوند تامل نماى، و سعى كن كه دل خود را از وساوس خالى كنى، و تفكر آن را به‏اقسام شش گانه «محموده‏»  مقصود سازى، زيرا كه: غير از اينها آنچه‏باشد از افكار متعلقه به دنياى دنيه و از وساوس شيطانيه است. پس فكر تو بايد منحصر باشد در استنباط مسائل علميه، يا انجام دادن يكى از اعمال‏حسنه، يا در عبرت يكى از ديگران و هنگام رحلت از جهان، يا در تسبيح و تقديس‏پروردگار، يا در صنايع عجايب آفريدگار، يا در صفات و اعمال خود. و اما تفكر كردن در ذات خدا، بلكه بعضى از صفات او، در شريعت مقدسه غيرجايز و كسى كه اين خيال را كند از حد خود متجاوز است. «و ما للتراب و رب الارباب‏» ،مشتى خاك را با خداوند پاك چه كار، ذات او از آن بالاتر كه كمند انديشه به كنگره‏جلال او تواند رسيد يا طاير فكر در حوالى او گذر تواند كرد«تعالى شانه عين ذلك علواكبيرا.

و هم تهى پاى بسى ره نوشت هم زدرش دست تهى بازگشت

راه بسى رفت ضميرش نيافت ديده بسى جست نظيرش نيافت

 

+تهيه شده توسط اكبرشعباني |

هفت کس هستند که خداوند آنها را در سایه لطف خود قرار می دهد ،

در روزی که سایه ای جز او نیست :

پیشوای دادگر

جوانی که در بندگی پروردگار پرورش می یابد

کس که قلب او با مسجد پیوسته است تابار دیگر به سوی آن باز گردد

کسانی که یکدیگر را برای خدا دوست دارند بامحبت گردهم آیند وبا

محبت متفرق شوند

کسی که زن زیبای صاحب مقامی او را به گناه دعوت کند و او بگوید من

 از خدا می ترسم

کسی که انفاق نهانی می کند به طوری که ذست راست او از انفاقی

 که دست چپ او کرده آگاه نمی گردد !

و کسی که تنها به یاد خدا می افتد و قطره اشکی از گوشه های

چشم او سرازیر می شود .   

 

گاهي اوقات بين اين همه آدمهاي جور واجور تنها مي موني وهيچ كس

 

 نيست كه بتوني حرف هاي دلتنگي رو براش باز گو كني . توي اين

 

لحظات سنگين مي شنوي آواز دلتنگي رو كه ميگه :

 

با گوشه گرفتن درمان نشود غم

 

برخير و به پا كن شوري تو در عالم

 

تو كه عزلت گزيده اي غم دنيا چشيده اي

 

                    زطبيعت چه ديده اي تو

 

تو كه غمگين نشسته اي زجهان غير گسسته اي

 

                    به چه مقصد رسيده اي تو

 

و مي موني تنها تنها تنها و همراهي نداري جز يك دل دردمند كه تنها

 

گناهش انتظار كشيدن و دعوت از سوي توست هنوز نمي دانم چه هديه اي به ارمغان

 

 بياورم چه بگويم تا شايسته چون تويي باشد كمكم كن . توي اين

 

لحظات دلتنگي و سكوت كمكم كن تا ياد بگيرم آنچه را كه تو دوست

 

داري از زبانم بشنوي . ذكر يا الله

پرمعني ترين کلمه مااست آن رابه کارببر. سازنده ترين کلمه گذشت است آن راتمرين کن. سرکش ترين کلمه هوس است با آن بازي نکن. بي رحمترين کلمه تنفراست ازبين ببرش. خودخواهانه ترين کلمه من است خطش بزن. ناپايدارترين کلمه خشم است آن رافروببر. بانشاط ترين کلمه کاراست به آن بپرداز. بازدارنده ترين کلمه ترس است باآن مقابله کن. پوچ ترين کلمه طمع است آن را بکش. و عميقترين کلمه عشق است به آن ارج بده

+تهيه شده توسط اكبرشعباني |
ترجمه آيه : 
سپاس و ستايش مخصوص خداوندى است كه پروردگار جهانيان است .
نكته ها: 
  ربّ به كسى گفته مى شود كه هم مالك وصاحب چيزى است و هم در رشدو پرورش آن نقش دارد. خداوند هم صاحب حقيقى عالم است و هم مدبّر و پروردگار آن . پس همه هستى حركت تكاملى دارد و در مسيرى كه خداوند معيّن كرده ، هدايت مى شود.
 علاوه بر سوره حمد، چهار سوره ى انعام ، كهف ، سباء وفاطر نيز با جمله للّه للّه الحمد للّه  آغاز گرديده ، ولى فقط در سوره حمد بعد از آن  ربّ العالمين  آمده است .  مفهوم حمد، تركيبى از مفهوم مدح و شكر است . انسان در برابر جمال و كمال و زيبايى ، زبان به ستايش ‍ و در برابر نعمت و خدمت واحسان ديگران ، زبان به تشكّر مى گشايد. خداوند متعال به خاطر كمال و جمالش ، شايسته ى ستايش وبه خاطر احسان ها و نعمت هايش ، لايق شكرگزارى است .   الحمد للّه  بهترين نوع تشكّر از خداوند است . هر كس در هرجا، با هر زبانى ، هرگونه ستايشى از هر كمال و زيبايى دارد، در حقيقت سرچشمه ى آن را ستايش مى كند. البتّه حمد خداوند منافات با سپاسگزارى از مخلوق ندارد، به شرط آنكه به امر خدا و در خط و مسير او باشد.  خداوند مسير رشد و تربيت همه را تعيين نموده است :  ربّنا الّذى اعطى كل شيى ء خلقه ثمّ هدى  پرودگار ما همه ى موجودات را نعمت وجود بخشيده و سپس به راه كمالش هدايت نموده است . او به زنبور عسل ياد داده كه از چه گياهى بمكد و به مورچه آموخته است كه چگونه قوت زمستانى خود را ذخيره كند و بدن انسان را چنان آفريده كه هر گاه كمبود خون پيدا كرد، خون سازى نمايد. چنين خداوندى ، شايسته حمد وسپاسگزارى است . خداوند، پروردگار همه ى آفريده هاست .  و هو ربّ كلّ شى  آنچه در آسمان ها و زمين و ميان آنهاست ، پروردگارشان اوست .  ربّ السّموات والارض و مابينهما  حضرت على عليه السّلام مى فرمايد:  من الجمادات والحيوانات  يعنى او پروردگار جاندار و بى جان است .  له الخلق والامر تبارك اللّه ربّ العالمين  هم آفرينش از اوست و هم اداره ى آن ، و او پرورش دهنده ى همه است .
 مراد از  عالَمين  يا فقط انسان ها هستند، مانند آيه 70 سوره حجر كه قوم لوط به حضرت لوط گفتند: اءوَ لم ننهك عن العالمين  آيا ما تو را از ملاقات با مردم نهى نكرديم ؟ و يا مراد همه ى عوالم هستى است . عالَم  به معناى مخلوقات و عالَمين  به معناى تمام مخلوقات نيز استعمال شده است . از اين آيه فهميده مى شود كه تمام هستى يك پروردگار دارد كه اوست و آنچه در جاهليت و در ميان بعضى از ملّت ها اعتقاد داشتند كه براى هر نوع از پديده ها خدايى است و آن را مدّبر و ربّ النوع آن مى پنداشتند، باطل است .
پيام ها: 
1-  همه ستايش ها براى اوست . الحمدللّه
2-  خداوند در تربيت و رشد هستى اجبارى ندارد. زيرا حمد براى كارهاى غير اجبارى است . الحمدللّه
3- همه هستى زيباست و تدبير همه هستى نيكوست . زيرا حمد براى زيبايى و نيكويى است . الحمدللّه
4- دليل ستايش ما، پروردگارى اوست . الحمدللّه ربّ العالمين
5-  رابطه ى خداوند با مخلوقات ، رابطه ى دائمى و تنگاتنگ است . ربّ العالمين  نقاش و بنّا هنر خود را عرضه مى كند و مى رود، ولى مربّى بايد هر لحظه نظارت داشته باشد.
6- همه ى هستى ، تحت تربيت خداوند يكتاست . ربّ العالمين
7-  امكان رشد و تربيت ، در همه ى موجودات وجود دارد. ربّ العالمين
8- خداوند هم انسان ها را با راهنمايى انبيا تربيت مى كند، تربيت تشريعى  و هم جمادات ونباتات وحيوانات را رشد وپرورش مى دهد. تربيت تكوينى  ربّ العالمين
9- مؤ منان در آغاز كتاب قرآن  با نيايش به درگاه خداوند متعال ، الحمدللّه ربّ العالمين  مى گويند و در پايان كار در بهشت نيز، همان شعار را مى دهند كه آخر دعويهم اءن الحمدللّه ربّ العالمين

+تهيه شده توسط اكبرشعباني |

همچنين هر گاه بنده زمين دل را از خار و خس اخلاق ذميمه رفت و درو كرد،و تخم ايمان را در آن پاشيد، و آب طاعات را بر آن جارى ساخت، پس اميد به لطف‏پروردگار داشته باشد كه او را از سوء خاتمه نگاهدارد، و او را بيامرزد.و اين اميدوارى‏او رجاء محمود، و در نزد عقل و شرع مستحسن است.  و همچنان كه كسى كه از زراعت تغافل ورزد و سال خود را به كسالت و راحت‏به‏سر برد، يا تخم را در زمين شوره كه آب به آن نمى‏نشيند افكند و بنشيند و توقع‏درو كردن و گندم به انبار كشيدن را داشته باشد اين را حمق و غرور گويند و صاحب آن‏را احمق نامند.همچنين كسى كه تخم ايمان و يقين را در زمين دل نيفكند، يا بيفكندوليكن خانه دل او «مشحون‏» به رذايل صفات، و مستغرق لجه شهوات و لذات باشد. و آن را به آب طاعتى سيراب ننمايد و چشم [چشم داشت] ايمان و مغفرت را داشته‏باشد مغرور و احمق خواهد بود.  و از آنچه گفتيم معلوم شد كه: اميدوارى و رجاء، در وقتى است كه آدمى توقع محبوبى را داشته باشد كه جمع آورى اسبابى را كه در دست او هست كرده باشد، وديگر چيزى نمانده باشد مگر آنچه را كه از قدرت او بيرون است، كه فضل و كرم خداست، كه از لطف خود او را از سوء خاتمه، و ايمان او را از شيطان، و دل او را ازهوا و هوس محافظت نمايد.  پس احاديث و اخبارى را كه در ترغيب به رجاء و اميدوارى به خدا، و وسعت عفوو رحمت او رسيده مخصوص است‏به كسانى كه چشم داشت رحمت را با عمل خالص داشته باشند و به دنيا و لذت آن فرو نرفته باشند.  آب به آن نمى‏نشيند افكند و بنشيند و توقع‏درو كردن و گندم به انبار كشيدن را داشته باشد اين را حمق و غرور گويند و صاحب آن‏را احمق نامند.همچنين كسى كه تخم ايمان و يقين را در زمين دل نيفكند، يا بيفكندوليكن خانه دل او «مشحون‏» به رذايل صفات، و مستغرق لجه شهوات و لذات باشد. و آن را به آب طاعتى سيراب ننمايد و چشم [چشم داشت] ايمان و مغفرت را داشته‏باشد مغرور و احمق خواهد بود.  و از آنچه گفتيم معلوم شد كه: اميدوارى و رجاء، در وقتى است كه آدمى توقع محبوبى را داشته باشد كه جمع آورى اسبابى را كه در دست او هست كرده باشد، وديگر چيزى نمانده باشد مگر آنچه را كه از قدرت او بيرون است، كه فضل و كرم خداست، كه از لطف خود او را از سوء خاتمه، و ايمان او را از شيطان، و دل او را ازهوا و هوس محافظت نمايد.  پس احاديث و اخبارى را كه در ترغيب به رجاء و اميدوارى به خدا، و وسعت عفوو رحمت او رسيده مخصوص است‏به كسانى كه چشم داشت رحمت را با عمل خالص داشته باشند و به دنيا و لذت آن فرو نرفته باشند.  پس جان من! با هوش باش تا شيطان ترا فريب ندهد، و از طاعت و عبادت باز ندارد،و به اميد و آرزو، روزگار تو را نگذراند، تا زمام كار از دست تو در رود.و نظرى به‏احوال انبياء و اولياء و بزرگان بارگاه خدا افكن، و سعى ايشان را در عبادات ملاحظه‏نماى، و ببين كه: چگونه عمر خود را در خدمت پروردگار صرف نمودند.و روز وشب، بدن خود را در رنج افكندند، و به عبادت و طاعت مشغول شدند.و چشم ازلذات دنيويه پوشيدند، و شربت محنت و بلا را نوشيدند.و با وجود اين، از خوف خداپيوسته در اضطراب، و ديده ايشان غرق آب بود.آيا ايشان اميد به عفو و رحمت‏خداوند نداشتند؟ يا از وسعت كرم او آگاه نبودند؟ به خدا قسم كه آگاهى آنها از من وتو بيشتر، و اميدوارى آنها بالاتر بود و ليكن مى‏دانستند:

نابرده رنج گنج ميسر نمى‏شود مزد آن گرفت جان برادر كه كار كرد

يافته بودند كه اميد رحمت‏بى دست آويزى طاعت و عبادت حمق و سفاهت است.

آرى:

شبان وادى ايمن گهى رسد به مراد       كه چند سال به جان خدمت‏شعيب كند

 

+تهيه شده توسط اكبرشعباني |
  از امام صادق عليه السلام روايت است كه حضرت در برخى از كتابها چنين خوانده است كه خداى تبارك و تعالى مى فرمايد: سوگند به عزت و جلالم و بزرگوارى ام و بلندى من بر عرشم كه آرزوى هر كه را چشم آرزويش به مردم است با نوميد نمودنش قطع مى كنم و در نزد مردمان جامه ذلت بر او مى پوشانم و او را از نزديكى خودم به كنار مى زنم و از فضل خود او را دور مى كنم . آيا در سختى ها چشم آرزويش به غير من دوخته مى شود در حالى كه سختى ها به دست من است و آيا به غير من اميد دارد و با فكر خود در غير مرا مى كوبد در حالى كه كليد درهاى بسته به دست من است و درگاه من به روى هر كه مرا بخواند باز است ؟ پس كيست كه در حادثه اى چشم آرزويش به من دوخته بوده و من او را از آرزويش جدا كرده ام ؟ و كيست آنكه در بلاى سختى به من اميد بسته و من اميدش را از خود بريده ام ؟ من آرزوهاى بندگانم را در نزد خود نگه داشته ام و آنان به نگهدارى من راضى نيستند و آسمانهايم را از فرشتگانى كه تسبيح من خسته نمى شوند پر كرده ام و به آنان امر كرده ام كه درهاى بين من و بندگانم را نبندند با اين وجود بندگانم به گفتار من اعتماد نمى كنند. آيا كسى كه مصيبتى از از مصائب من بر او وارد شده نمى داند كه هيچ كس ‍ غير من نمى تواند آن را بر طرف كند مگر بعد از اينكه من اجازه دهم ؟ پس چه شده است كه او را مى بينم كه از من غافل گشته است ؟ با جود و بخشش خودم چيزى را كه از من درخواست نكرده است به او عطا كرده ام سپس آن را از او گرفته ام پس او بازگشت آن را از من نخواسته و از غير من آن را درخواست مى كند، آيا در مورد من مى پندارى كه منى كه پيش از درخواست عطا مى كنم اگر از من درخواست شود سائل خود را اجابت نمى كنم ؟ آيا من بخيل هستم كه بنده ام مرا بخيل پندارد؟ آيا جود و كرم از آن من نيست ؟ آيا عفو و رحمت به دست من نيست ؟ آيا من محل برآورده شدن  آرزوها نيستم ؟ پس چه كسى به جز من آرزوها را قطع مى كند؟ آيا من محل برآورده شدن  آرزوها نيستم ؟ پس چه كسى به جز من آرزوها را قطع مى كند؟ آيا آرزو كنندگان از اينكه به غير من چشم آرزو بسته اند نمى ترسند؟ پس اگر همه اهل آسمانها و زمين من آرزو كنند و من آرزوى همه را برآورده سازم از ملك من به اندازه ذره اى كم نمى شو و چگونه ملكى كه من متولى و متصدى آن هستم كم مى شود؟ پس اى تيره بختى باد بر نوميدان از رحمت من و اى تيره بختى باد بر كسى كه مرا عصيان كند و مراقبت من نباشد.

+تهيه شده توسط اكبرشعباني |

مولايمان اميرمؤ منان عليه السلام فرمود: ستايش خداى راست كه يگانه و يكتا و بى نياز و تنهاست ، از چيزى بود نشده و آنچه را كه هست از چيزى نيافريده . او را قدرتى است كه با آن از همه چيز جدا و همه چيز از او جداست او را صفتى كه بدان توان رسيد و حدى كه برايش مثل توان آورد نباشد، آرايش واژه ها در وصف او نارسا و انواع وصفها در اين وادى سرگشته ، و راههاى ژرف انديشه در ملكوت او حيران ، و تفسيرهاى جامع از نفوذ در شناسايى او وامانده و پرده هايى از غيب در برابر غيب پنهانش ‍ حايل است ، و خردهاى بلند و نازك بين در فروترين آن پرده ها گم و سرگردان است .بزرگ و پربركت است آن كه همتهاى بلند به او دست نمى آرد، و هوشهاى تيز و ژرف بدان پى نمى برد. برتر و والاست آن كه زمان قابل شمار و عمر دراز و صفت محدود ندارد. منزه است آن كه او را آغازى كه از آن شروع شده و انجامى كه بدان پايان يابد و آخرى كه به نابودى گرايد، نيست . او منزه است ، او چنان است كه خود ستوده و ستايندگان به وصف او دست نيازند. همه چيز را به هنگام آفرينش محدود ساخت تا از همانندى خودش ‍ (كه محدود نيست ) جدا باشند و او نيز از همانندى آنها جدا باشد.   لطفا روي ادامه مطلب كليك كنيد


ادامه مطلب
+تهيه شده توسط اكبرشعباني |