آيا «مرگ» نيستي، نابودي، فنا و انهدام است؛ يا تحول، تطور و انتقال از جايي به جايي و از جهاني به جهاني ديگر؟ اين پرسش، همواره براي بشر مطرح بوده، هست و خواهد بود و هر كس از دير زمان مايل بوده است پاسخ آن را بيابد و يا به پاسخي كه ديگران دادهاند، ايمان و اعتقاد پيدا كند. ما، چون مسلمانيم و به قرآن ايمان داريم؛ پاسخ آن را از كلام خداوند تعالي ميگيريم:
الف ـ قرآن، در اين باره (ماهيت مرگ) كلمه «توفّي» را به كار ميبرد.
واژه «توفّي» در شكلهاي گوناگون از ماده «وَفي» 66 بار به كار رفته است و در چهارده آيه، رسما از مرگ به «توفّي» تعبير ميشود. در «قاموس قرآن» وَفي و تَوفّي چنين معنا شده است: «وفاء و ايفاء به معني تمام كردن است ـ وفاي به عهد، يعني اينكه آن را بدون كم و كاست و مطابق وعده انجام دهي و توفّي به معناي اخذ بهطور تمام و كمال است (تَوَفَّيتُ الْمال؛ يعني، تمام مال را بدون كم و كسر دريافت كردم)». انسان، در هنگام مرگ با تمام شخصيت و واقعيتش تحويل فرشتگان الهي ميگردد و آنها نيزبه طور كامل و تمام او را دريافت ميدارند؛ لذا از مرگ تعبير به «وفات» يا «توفّي» ميشود؛ بنابراين، مرگ از ديدگاه قرآن، نيستي، نابودي و فنا نيست؛ بلكه انتقال از جهاني به جهاني و از خانهاي به خانهاي ديگر است. به آياتي در اينباره، توجه فرماييد: «حتّي اِذا جاءَ اَحَدَكُم الْمَوتُ تَوَفَّتْهُ رُسُلُنَا» آنگاه كه مرگ يكي از شما فرا رسد، فرستادگان ما، او را [به تمام و كمال[ دريافت ميكنند. «قُل يَتَوَفّاكُم مَلَكُ الْمَوتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُم ثُمَّ اِلي رَبِّكُم تُرْجَعُونَ» بگو: همانا فرشته مرگ كه مسؤوليت گرفتن جانها به او سپرده شده است، در هنگام مرگ [به تمام و كمال] شما را دريافت ميدارد. «اَعْبُدُ اللّهَ الّذي يَتَوفّاكُم» خدايي را عبادت ميكنم كه مرگ همه شما به امر اوست.
ب ـ واژه «توفّي» گاهي به معناي «خواب» نيز در قرآن به كار رفته است:
«وَهُوَالَّذي يَتَوفّاكُم بِاللَّيلِ وَ يَعْلَمُ ماجَرَحْتُم بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُم فيه لِيُقْضي اَجَلٌ مُسَمّيً ثُمَّ اِلَيْه مَرْجِعُكُم ثُمَّ يُنَبِّئُكُم بِما كُنْتُم تَعْمَلُونَ»اوست خدايي كه چون شب هنگام به خواب ميرويد، شما را [موقت[ ميميراند و پس از آن شما را بيدار ميكند تا آنگاه مرگتان ـ كه نزد او معين است ـ فرا رسد، به سوي او باز ميگرديد تا شما را از نتيجه كردارتان آگاه نمايد. «اللّهُ يَتَوفَّي الانَفُسَ حينَ مَوْتِها وَالَّتي لَمْ تَمُتْ في مَنامِها فَيُمْسِكُ الّتي قَضي عَلْيهَا الْمَوْتَ وَ يُرسِلُ الاُخْري اِلي اَجَلٍ مُسَمَّي»خداوند، جانها را در هنگام مرگ و آنكه مرگش فرا نرسيده در هنگام خواب، دريافت ميكند؛ سپس كسي را كه حياتش در دنيا به سرآمده، در نزد خود نگه ميدارد و ديگري را تا وقت معين [كه مرگش فرا رسد] به دنيا باز ميفرستد. اين دو آيه، شباهت خواب با مرگ ـ و همچنين شباهت بيداري دنيا و آخرت ـ را بيان ميكنند؛ همانگونه كه هنگام مرگ، روح انسان، عالم ماده را در مينوردد و به عالمي ديگر سير ميكند، در هنگام خواب نيز روح انسان وارد جهاني ديگر ميشود. به عبارت ديگر، تفاوت خواب و مرگ در اين است كه هنگام خواب، روح به طور موقت دريافت ميگردد و پس از پايان خواب، باز گردانده ميشود؛ ولي روح در هنگام مرگ، به طور دائم دريافت ميگردد و ديگر به دنيا بازگشت نميكند. به جهت شباهت زيادي كه از جهت «توفّي»(دريافت روح) بين خواب و مرگ وجود دارد، گاهي از خواب به «مرگ كوچك» و از مرگ به «خواب بزرگ» تعبير ميشود.
ج ـ در روايات نيز به رابطه نزديك ميان خواب و مرگ، چنين اشاره شده است:
قال السجاد عليهالسلام : «عَجَبٌ كُلُّ الْعَجَبِ لِمَنْ أنْكَرَالْمَوْتَ وَ هُوَ يَري مَنْ يَمُوتُ كُلَّ يَوْمٍ وَلَيْلَةٍ...».
حضرت امام سجاد عليهالسلام فرمود: «بسيار شگفتآور است كه كسي مرگ را انكار كندو حال آنكه در هر شبانه روز، مرگ [خود را به هنگام خواب[ ميبيند». سُئِلَ عَن الْباقِر عليهالسلام مَا المَوْتُ؟ قالَ: «هُوَ النَّومُ الَّذي يَاْتيكُم في كُلِّ لَيْلَةٍ؛ إلاّ اَنَّهُ طَويلٌ مُدَّتُهُ».
از حضرت امام باقر عليهالسلام سؤال شد: مرگ چيست؟ فرمود: «مرگ، همان خوابي است كه هر شب به
سراغتان ميآيد؛ با اين تفاوت كه مدتش طولاني است».
مأموران مرگ
مأمور مرگ كيست؟ يا به عبارت ديگر مأموران مرگ چه كساني هستند؟ پاسخ را در قرآن پيجويي ميكنيم:
«اللّهُ الَّذي يَتَوفّاكُم» خداست كه شما را ميميراند.
«تَوَفَّتْهُ رُسُلُنا» فرستادگان ما، او را ميميرانند.
«يَتَوفّاكُمْ مَلَكُ الْمَوت» «فرشته مرگ، شما را ميميراند».
از اين آيات، چنين فهميده ميشود:
الف ـ ميراننده اصلي خداست؛ لذا در برخي از آيات، اين امر به آن ذات اقدس نسبت داده شده است.
ب ـ مأموريت اصلي به عهده «فرشته مرگ» (عزرائيل) است.
ج ـ منظور از فرستادگان، همان فرشتگان است كه دستياران فرشته مرگ هستند.
مرگ و سيماي فرشتگان
از برخي آيات و روايات استفاده ميشود كه مرگ و سيماي فرشتگان مرگ، نسبت به نيكوكاران و بدكاران يكسان نيست:
الف ـ نسبت به نيكوكاران:
«تَحِيَّتُهُم يَوْمَ يَلْقَوْنَهُ سَلامٌ وَاَعدَّلَهُمْ اَجْرا كَريما» هديه مؤمنان و پذيرايي از آنان، در هنگام نيل به رحمت حق، سلام خدا و بشارت لطف الهي است؛ و براي آنها، پاداشي بزرگ آماده شده است. «اِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُنَّا اللّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عليْهِمُ الْمَلائكةُ اَلاّ تَخافُوا وَ لاتَحْزَنوا وَاَبْشِروا بِالْجَنَّةِ الَّتي كُنْتُم تُوعَدُونَ»آنان كه ميگفتند پروردگار ما خداست، و بر اين ايمان، پايدار ماندند، قال علي عليهالسلام : «للملك الموت اعوان من ملائكة الرحمة و النقمة؛ يصدرون عن امره و فعلهم فعله». علي عليهالسلام فرمود: «عزرائيل، داراي همكاران و دستياراني از فرشتگان رحمت و فرشتگان عذاب ميباشد كه زير نظر او كار ميكنند».فرشتگان [رحمت] بر آنان فرستاده شوند [و به ايشان، مژده دهند] كه هيچ ترسي و اندوهي نداشته باشيد و بهشت نويد داده شده، بر شما بشارت باد. «الَّذين تَتَوفّاهُمُ الْمَلائِكةُ طَيِّبين يَقُولُونَ سَلامٌ عَلَيْكُمُ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما كُنْتُم تَعمَلُون» فرشتگان [رحمت] وقتي جان انسانهاي پاك را گيرند، به آنها درود فرستند و گويند: به جهت اعمال نيكتان، اكنون به بهشت درآييد. به رواياتي در اينباره توجه فرماييد: قال أميرُالْمُؤمنين عليهالسلام : «مَنْ كانَ مِنْ أَهْلِ الطّاعَةِ، تَوَلَّتْ قَبْضَ رُوحهِ مَلائكةُ الرَّحْمَةِ». اميرمؤمنان عليهالسلام فرمود: «فرشتگان رحمت، جان انسانهاي نكوكردار را ميستانند». قالَ السّجاد عليهالسلام : «مَا الْمَوْتُ [لِلْمؤْمِن] اِلاّ قَنْطَرَةٌ تُعَبَّرُبِكُمْ عَن البُؤسِ والضَّرّاءِ اِلي الْجَنانِ الْواسِعَةِ وَالنَّعيمِ الدّائمة». حضرت امام سجاد عليهالسلام فرمود: «مرگ براي مؤمن، همچون گذشتن از تيرهروزيها و زيانها، به سوي بهشت پهناور و نعمتهاي جاودان است». سُئلَ عَنِ الصّادِق عليهالسلام : «صِفْ لَنَا الْمَوْتَ؟ قالَ: «لِلْمُؤمِن كَأطيب ريحٍ يَشُمُّهُ، فَيَنْعَسُ لِطيبهِ، وَ يَنْقَطِعُ التّعَبُ وَاْلاَلَمُ كُلُّهُ عَنْه». از امام صادق عليهالسلام راجع به «توصيف مرگ» سؤال شد: حضرت فرمود: «مرگ براي مؤمن، همانند بو كردن بهترين گلهاست كه با بوي آن به خواب ميرود؛ و با مرگ، تمام درد و رنجهاي او از بين ميرود».
ب ـ نسبت به بدكاران:
«وَلَوْتَري اِذْ يَتَوفّي الَّذينَ كَفَروا الْمَلائِكَةُ يَضْرِبُونَ وُجُوهَهُم وَاَدْبارَهُم وَذُوقوا عَذابَ الحَريقِ ذلِك بِما قَدَّمَتْ اَيْديكُم» اگر سختي حال كافران را، هنگامي كه فرشتگان جان آنها را ميستانند، بنگري [خواهي ديد كه] بر رو و پشت آنان ميزنند و به آنها ميگويند: مزه سوزنده آتش را به جهت كردار زشت دنياتان بچشيد. «فَكَيْفَ اِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِكةُ يَضْرِبُونَ وُجوهَهُم وَاَدْبارَهُم» پس[بدكاران] با چه حال سختي روبهرو شوند، هنگامي كه فرشتگان [عذاب] جانشان را ميگيرند و بر پشت و روي آنها [تازيانه] ميزنند.
«اِذا بَلَغَتِ التَّراقي وَقيلَ مَنْ راقٍ وَظَنَّ اَنَّهُ الفِراقُ وَالْتَفَّتِ السّاقُ بِالسّاقِ»
وقتي، جان بدكاران به گلوهايشان رسد، گويند: چه كسي ميتواند ما را از اين درد و رنج برهاند؟ [و كسي فرياد رسشان نيست!] اين حادثه بر آنها بسيناگوار است. آنگاه يقين ميكنند كه اينك زمان فراغ از دنياست و شدت مرگ چنان است كه ساقهاي پاهايشان به هم در پيچد.
به رواياتي در اينباره نيز توجه فرماييد:
قالَ اَميرُالمؤمنين عليهالسلام : «مَنْ كانَ مِنْ اَهْلِ الْمَعْصِيَةِ، تَوَلَّتْ قَبْضَ رُوحهِ مَلائكةُ النَّقْمَة».
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: «هر كس اهل معصيت باشد، فرشتگان عذاب، جانش را ميستانند».
قالَ السَّجادُ عليهالسلام «[اَلْمَوْتُ] لِلْكافِرِ، كخَلْعِ ثِيابٍ فاخِرَةٍ؛ والنَّقلِ عَنْ مَنازِلَ اَنيسَةٍ؛ وَاْلاسْتِبدالِ بَاَوْسَخِ الثّيابِ وَ اَخْشَنِها وَأَوْحَشِ المنازِل وَاَعْظَمِ الْعَذابِ!». حضرت امام سجاد عليهالسلام فرمود: «مرگ براي كافر، همانند بركندن جامههاي نيكو و پوشيدن جامههاي چركين و تنآزار و همچون كوچيدن از خانههاي آرامش بخش به خانههاي ناآرام و دهشتناك است».
قالَ الصَّادِق: «[اَلْمَوْتُ] لِلْكافِر، كَلَسْعِ الاَفاعي وَلَذْغِ العَقارِب اَوْاَشدَّ!».
حضرت امام صادق عليهالسلام فرمود: «مرگ، براي كافر، بدتر [از زخم و جراحتهاي ناشي] از نيش مار و عقرب است». در اينجا، حكايتي شگفت از سيماي فرشته مرگ را نسبت به بدكاران يادآور ميشويم: حضرت ابراهيم عليهالسلام ، ازعزرائيل درخواست كرد كه چهره خود را به هنگام گرفتن جان كفار و بدكاران به او نشان دهد! عزرائيل گفت: روي برگردان تا نشانت دهم! ابراهيم نيز چنين كرد. وقتي، «عزرائيل» خودش را بدان شكل درآورد، «ابراهيم» مردي سيهچرده را ديد كه موهايش (مانند سيخ) ايستاده، بسيار بد بو و بدلباس است و از دهان و بينياش دود و آتش زبانه ميكشد؛ لذا از شدت ترس و هراس، غَش كرد و بر زمين افتاد. «عزرائيل» به شكل اولش ـ كه به سراغ مؤمن ميآيد ـ درآمد و او را به هوش آورد. ابراهيم عليهالسلام فرمود: اگر كافران و بدكاران، غير از اين كيفر، هيچ عذاب ديگري نداشته باشند، آنها را بس است. قال ابراهيم عليهالسلام لملك الموت: «هل تستطيع ان تريني الصورة التي تقبض فيها روح الفاجر؟ قال: فاعرض عني؛ فاعرض عنه؛ ثم التفت فاذا هو برجل اسود قائم الشعر، منتن الريح، اسود الثياب، يخرج من فيه و منخريه لهب النار و الدخان؛ فغشي علي ابراهيم عليهالسلام ثمَّ افاق وقد عاد ملك الموت الي صورته الاولي. فقال: «يا ملك الموت! لولم يلق الفاجر عند موته الاصورة وجهك؛ لكان حسبه».
نخستين منزلگاه
از آيات و روايات چنين استنباط ميشود كه انسان، پس از مرگ، يكباره وارد جهان اخروي نميشود؛ بلكه وقوع «قيامت كبري» همراه با يك سري انقلابها و دگرگونيها در كل نظام هستي و موجودات جهان است البته، تصور نشود كه در فاصله مرگ تا قيامت، انسانها در خاموشي، بيحسي و بيحياتي به سر ميبرند؛ بلكه در فاصله بين دنيا و قيامت، عالمي ـ به مراتب ـ برتر از دنياي كنوني هست كه داراي حيات همراه با لذت و سرور براي نيكوكاران و رنج و اندوه براي بدكاران است. عالم واسطه بين دنيا و آخرت ـ كه اين نوشتار را به انگيزه بحث از آن نگاشتهايم ـ «برزخ» نام دارد. «عالم برزخ» نسبت به آخرت (قيامت بزرگ)، «قيامت كوچك» ناميده ميشود. از اين رو در روايت آمده است: قال النَّبي صلياللهعليهوآله : «الْمَوتُ، الْقيامَة؛ مَنْ ماتَ، فَقَدْ قامَتْ قيامَتُه». پيامبر صلياللهعليهوآله فرمود: «مرگ، آغاز قيامت است؛ هر كس بميرد، قيامتش بر پا ميشود». بنابراين، مراد از قيامت در اين روايت، قيامت كوچك (عالم برزخ) است؛ نه، قيامت بزرگ (عالم آخرت). به ياري خداوند، در گفتارهاي آتي، از برخي حقايق آن جهان ـ تا حد امكان ـ پرده برخواهيم داشت و شما عزيزان را با اين عالم شگفت ـ كه به مراتب، انديشه و ياد آن، از انديشه و ياد مرگ هم سازندهتر است ـ آشنا ميكنيم.

